یافتن پست: #از

gamer
gamer
از یارو می پرسن کجای تهران می شینی می گه هرجا خسته شدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:18
+2
gamer
gamer
ماهواره امید از مدارخارج شده است وفقط به دور سیاره زهره می چرخد واین پیام هارا ارسال میكند؛الهی دورت بگردم،جیگر چند سالته؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:08
+4
gamer
gamer
سازمان هواشناسی اعلام کرد: اوه اوه چقدر هوا سرد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:05
+3
gamer
gamer
سلام عزیزم، خوبی؟ اگه دلت برام تنگ شده ساعت 9 بیا تا با خودم ببرمت. آخه تازگی ها تو شهرداری استخدام شدم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:05
+2
gamer
gamer
دنبالم بیا از پله ها برو پایین !... !...!... !...!...!... !...!...!...!... !...!...!...!...!... بیا ... ... ...بپیچ ... مستقیم ... ... ... وایسا 2زاری داری؟ ... مرسی 1...1...0 الو، سلام پلیس 110؟ یه منگل 5 دقیقه است که افتاده دنبالم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:02
+1
ronak
ronak
بیست و چهارساعت از زندگی یک پسر!!!؟؟؟ ۸ صبح: تو رخت خواب….. ۹ صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده…. ۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!) ۱۱ صبح : از جا میپره سمت دستشویی………… .(اگه نه که باز خوابه) ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا – رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید! ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای ش[!]ت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه ۲ ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار ۳ ظهر:مامااااان جورابام کو؟ ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟ ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ث
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:59
+7
ronak
ronak
سه تا مرد مست بودن سوار تاکسی شده بودن. وقتی اون سه تا سوار شدن و در رو بستن راننده که میبینه اینا مست هستن میخواد ازشون یه پولی بکنه! سریع ماشین رو روشن میکنه بعد زود خاموش میکنه میگه: مسافرین عزیز رسیدیم به مقصد!! مرد اولیه پول میده پیاده میشه... مرد دومیه نه تنها پول میده بلکه تشکر هم میکنه... مرد سومیه اما با عصبانیت تمام یه دونه محکم میزنه توکله راننده!!! راننده میگه چرا زدی؟!!!!! مرد سومیه میگه: اینو زدم که درس عبرتی بشه واست از این به بعد تند نری، داشتی هممونو به کشتن میدادی مردیکه !!!! :))))))
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:58
+7
sasan pool
sasan pool
مطمئن باش ، برو … ضربه ات کاری بود ، بی وفایی کردی..دل من سخت شکست … و چه زشت به من و سادگیم خندیدی به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود … و به این قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود … تو برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:57
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از این نیست که چرا اعمال خطایی انجام داده ایم..... بلکه از این است که چرا اعمال درستی را برای کسی که لیاقیش را نداشت انجام داده ایم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:56
+1
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
اینو رو شیشه یه دونه از این آمبولانسای نعشکش خوندم... تا حالا فکر کردی آخرین مدل ماشینی که سوار میشی چیه؟!!.. ...زور نزن....مسافر خودمی..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:55
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ