یافتن پست: #از

amir ali
amir ali
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:13
+3
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
چه خنده دار که ناز را ميکشيم...آه را ميکشيم...انتظار را ميکشیم...فرياد رامي کشیم ... درد را ميکشیم...ولي بعد از اين همه سال آنقدر نقاش خوبي نشده ايم که بتوانيم، دست بکشيم‬
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:10
+2
ronak
ronak
کدوم یک از پسرا دوست داره موهاشو اینجوری واسش بزنم؟؟؟؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:06
+2
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
سلام! اینجا دانشگاه اس .... تازه از سر جلسه امتحان بلند شدم و دنبال عمه طراح سوالا میگردم.... I Love You PMC‬
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:05
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
ﺁﻗﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ! ﻧﻮﮐﺮﺗﻢ! ﺩﺍﺩﺍﺵ! ...... ... ... ... ... ... ...ﻣﻦ ﺗﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ! ﺑﻪ ﺟﻮﻥ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢadslﺩﺍﺭﻡ! ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺻﺒﺢ،ﺳﺎﻋﺖ٧ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻓﺮﻭﺵ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﮑﻦ. ﺷﺎﺭﮊ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻋﻤﺖ 1000000ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺷﺎﺭﮊ ﮐﻨﻢ100ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﯼ! ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺑﺎﻧﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ! ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻧﮕﻮ! ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭِﻣﻦ! ‌ﻧﮑﻦ ﭘﺪﺭِﻣﻦ! ﻧﮑﻦ ﺑﻲ ﻧﺎﻣﻮﺱ! ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭘﯿﺸﻮﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻢ؟ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟ ﻧﻨﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟؟؟؟ﮐﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟؟ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻮﻭﻭﻭﻥ من آخه؟؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:04
+6
ronak
ronak
به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟ میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد… میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـ.ست افتاد. بهش میگن اون موقع مرد؟؟ میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد. میگن:خوب این دفعه مرد ؟ میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد! بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟ میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:00
+3
ronak
ronak
مقاله از کلوب پاتوق خنده ، 1 روز پیش دستگیره چنگالی...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 20:48
+3
رضا
رضا
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 20:32
+2
رضا
رضا
در دفتر عشق زنده نگهداشتم یاد تورا / از خدا می طلبم زندگی شاد تورا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 20:07
+2
ronak
ronak
salam be dostay golam{-25-}
11 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 19:45
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ