یافتن پست: #از

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از [!]س ریور گزارش کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:32
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می‌خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:31
+1
ronak
ronak
دخترا چند نوع داداش دارن: 1.داداش اینترنتی، تا هر وقت خواست ازش اکانت مجانی بگیره! 2.داداش بزن بهادر، تا در مواقع لزوم حال بعضیا رو بگیره! 3.داداش خوشتیپ و پولدار، تا به دوستاش بگه این دوست پسر منه! 4.داداش خرخون، تا موقع امتحان واسش تقلب بنویسه! 5.داداش ماشین دار، تا اونو به موقع سر قرار برسونه! 6.داداشی که چشم دیدنشو نداره، همون داداش واقعیه خودشه! (باید چشم بصیرت داشته باشن تا ما رو ببینن که ندارن)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:19
+3
Pedram
Pedram
يك هميشه يك است. شايد در تمام عمرش نتوانسته بيش از يك باشد. امابعضي اوقات مي تواند خيلي باشد: يك دنيا ، يك سرنوشت ، يك خاطره ، يك عشق پاك، و يا " يك دوست خوب " @};-
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:12
+3
ebrahim
ebrahim
از پسـره میـپـرسن نظــرت راجــع بــه 2 ســآل ســربــازی چیـــه ؟ میــگــه : از 40 سـال پــریــود شــدن کــه بهــتــره
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:12
+3
Pedram
Pedram
از خدا پرسيدم چي دوست داري؟ گفت :سخاوت ديوانه گفت: حماقت غم گفت: ملامت كوه گفت:صلابت معشوق گفت: نگاهت فداي تو كه گفتي: رفاقت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:10
+3
ebrahim
ebrahim
سیم کارت بخرید با دوست دخترتون حرف بزنید ، بعد با جایزش با اون یکی دوست دخترتون حرف بزنید..!! جشنواره دافــ بازی ایرانسل .. هر روز يـكـ دافـي
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:10
+2
Pedram
Pedram
از عشق پرسيدن زندگي غم است يا شادي ؟؟ انگشت بر لبانم گذاشت و گفت.. انتظار
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:07
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو اوتوبان گشت نا محسوس یه ماشینو گرفته بود.راننده ماشینه به پلیسه میگه :می خای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پـَـ نـَـ پـَـ بادو تا همکارام میخاستیم حکم بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:03
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یه مرد با ریش وپشم دراز و لباس مندرس کنار خیابون وایستاده داداشم میگه این گدائه؛ پـَـ نـَـ پـَـ کارل مار[!] اومده ببینه کارگران جهان با هم متحد شدن یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:00
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ