یافتن پست: #از

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم روزنامه دستشه میگم صفحه جدولشو بده من میگه میخوای حلش کنی؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام از رو چیدمان جدولش محوطه باغ طراحی کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:51
ronak
ronak
پسرها نمی‌توانند ۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند! ۲- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند! ۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند! ۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و پرت نگویند! ۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند! ۶- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه‌ای نزنند! ۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند! ۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند! ۹- چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:50
+1
-1
ebrahim
ebrahim
داداشم با دوربین کنار پنجره وایساده میگم داری دختر همسایه رو دید میزنی؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ دارم از طبیعت و پرنده ها وگل ها لذت میبرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 23:58
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یه مرد با ریش وپشم دراز و لباس مندرس کنار خیابون وایستاده داداشم میگه این گدائه؛ پـَـ نـَـ پـَـ کارل مار[!] اومده ببینه کارگران جهان با هم متحد شدن یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 23:17
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنه دوقلو زایده...پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش....زنه میپرسه:اون یکی هم میارین؟؟؟پرستاره گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فعلا اینو ببرین استفاده کنین...ده روز بعد از فعال سازی اون یکی هم پست میکنیم درِ خونتون
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 23:16
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بهش میگم اگه بتونی میری اونور یا اینجا می مونی؟ میگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلی رو میگم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:55
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو مراسمِ تیرباران میگه می خوان بکشنش؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ واسه آبکش کردنِ برنج عروسی، آبکش کم اومده!!!رفقای با مرامِ داماد دارن آبکش می سازن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم پادگان فرمانده دید گفت تو سربازی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ماشین شهرداریم اومدم شمارو ساعت 9 ببرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:53
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بابای رفیقم مرده؟؟؟؟؟ بعد زنش میگه میخواین خاکش کنین؟؟رفیقم گفت: پـَـ نـَـ پـَـ میخوامیم باراندازش کنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:52
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند . به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:52

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ