♥ نگار ♥
منم بیام؟؟؟؟؟؟؟
نـه عزیزم ما میخوایم بریم آمپول بزنیم !!!!
+
=
=
+
بزرگترین نوستالژیک بچگیم
وقتی میخواستن منو ازسر خودشون باز کنن
♥ نگار ♥
ماه رمضون موقع نهار تازه متوجه میشی تمام اطرافیانت مریض احوالن
یکی ناراحتی معده داره یکی مشکل قلبی یکی بیماری کلیوی خیلی ناراحت کنندس
♥ نگار ♥
بهشت اونقدرم که میگن خوب نیست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فکرکن دورتادورت پیغمبرانشستن آدم اصن روش نمیشه پاشودرازکنه چه برسه به اینکه بخواد به حوریا نگاه کنه وااااالاه
تو به گناهات ادامه بده
♥ نگار ♥
دوست عزیز و گرامی :
شما که بعد از غیبت طولانی به مدتِ چند سال
ناگهان زنگ زده و بسیار گرم و صیمیمانه ابراز دلتنگی میکنید ،
خر پدرتان است
با احترام
" زخم خوردگان از قرض گیرندگانِ بیشعور "
♥ نگار ♥
طرف فامیلیش "خبردار" بوده! میره سربازی، هر وقت فرمانده میگفته:
خبردار
یارو دست بلند میکرد میگفته: حاضر قربان!
فرمانده هم بهش میگفته:
احمق با تو نبودم! یعنی صاف بایست!
یه روز یک هیأت نظامی قرار شد بیان بازدید!
فرمانده پیش خودش فکر کرد که این سربازه آبروشو میبره به همین خاطر بهش یک ماه مرخصی داد.
وقتی هیأت بازدید کننده اومدند فرمانده بلند گفت: خبردار
همه سربازا داد زدند: رفته مرخصی قربان
♥ نگار ♥
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس
دزدکی دوست داشت...
دزدکی زنگ زد...
دزدکی زیر پتو اس م اس بازی کرد...
دزدکی عاشق شد...
دزدکی بوسید...
دزدکی حرف زد...
دزدکی در آغوش گرفت...
دزدکی عشق بازی کرد...
و دزدکی اشک ریخت...