یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دختر : عشقم میخوام یه چیز بگم ولی قول بده که عصبانی نشی...
پسر: باشه بگو...
دختر : داداشم هفته پیش خواهرتو دیده و خیلی خوشش اومده و میخواد که باهاش حرف بزنه...
پسر : چییییی؟ غلط کرده استخوناشو خورد میکنم. دندوناشو میریزم تو حلقش... اون کی باشه که به ناموس من نگاه کنه؟!! به چه حقی میخواد دستشو بگیره؟
دختر : میشه دستمو ول کنی؟ لطفا؟
پسر : چرا؟
دختر : چون الان توام دست ناموس داداشمو گرفتی... منو فراموش کن و برو ومواظب ناموست باش و به ناموس بقیه کاری نداشته باش...
اینجاس که میگن روشنفکریت واسه دخترای غریبست به مادرو خواهرای خودت که میرسی قیصر میشی؟؟؟
اینم از پسرا که همشون لنگه همن...

دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در پس هـــــــــــــر ظاهری باطنـــــــی نهفتـــــــــه است...

ادمهـــــــــــارو از روی ظاهــــــــــرشون قضاوتـــــــــــ نکنید....

که ســـــــرنوشتـــــــــ بوسیــــــــله باطن ادمهـــــــــارقم میخورد....!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:40
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اینایی که یه روز بعد از دوستی به دوس دختراشون میگن "خانومم"....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همونایی هستن که روز اول مهدکودک به مربیاشون میگفتن "خاله"اصن
اینا کلا زود فامیل میشن کصافطا! :))))))

دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،
یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره!
همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،
لرزون لرزون اومد سمت من و گفت:
"بسم الله الرحمن الرحیــــم"
منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم:
"اشهد ان لا اله الا الله"!
هیچی دیگه...
انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!

دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

سر زنگ هندسه میگم این درسا بسه..

('_')
_//
_\/

('_')
\\
\/

/('_')\
_||
_\/

هووووووووووو
بیا وسطططط
آهاااان
باز باز باز...
باز منو کاشتی رفتی تنها گداشتی رفتی
دروغ نگم ب جز من یکی دیگ داشتی رفتی...
دستااا شلهههههههههههههههههه..

('_')
_//
_\/

('_')
\\
\/

/('_')\
_||
_\/

جونی جونم یار جونم بیا دردت به جونم ، شب مهتاب لب دریا سی تو آواز می خونم ، جونی جونم یار جونم

_/\
_|
_/\
(.-.)
چیه خوو حوصلم سر رفته
(͡๏̯͡๏)
<;)(>
_||_

دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:28
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟؟؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﻢ ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﮕﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺭﻭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻬﺶ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ :
ﺩﺳﺘﻪ ﻋﺸﻘﺘﻮ ﻭﻝ ﮐﻦ ﻻﺍﻗﻞ ﺍﻭﻥ ﺳﺮﻣﺎ ﻧﺨﻮﺭﻩ ..
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯽ؟؟؟؟ !!
ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﭘﺴﺮﻩ ﺩﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺲ ...
ﻋﺎﻗﺎ ﺿﺎﯾﻊ ﺷﺪﺍ |:
ﺗﺎ ﺭﻓﺖ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻪ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﺮﻓﺘﺶ ﺗﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﻮ ﺯﺩ

دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:27
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا وقتی مجردی هرکی بهت میرسه میگه تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی؟
دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 19:17
sara
sara
چه وسوسه ای دارد خدا بودن

فکرش را بکن

همیشه کنار تو

نزدیک تر از رگ گردنت باشم...!!
1 دیدگاه  •   •   •  1393/01/21 - 23:28
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پری شب به بابام گفتم خواب دیدم زلزله اومده ! ظهرش زاهدان زلزله اومد به بابام گفتم دیدی بهم الهام شده بود ؟
میگه خب بعضی از جانوران این ویژگی هارو دارن !!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/21 - 18:19
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ