یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مامان بزرگم خیلی مریض بود

و در ضمن دکتری که همیشه میره پیشش مطبش باز نبود

به هزار زحمت راضیش کردیم بره پیش یه دکتر دیگه

وقتی رفتیم داخل،معاینه که تموم شد مامان بزرگم گفت:

آقای دکتر یه چیزی بنویس فعلأ خوب بشم

تا چند روز دیگه برم پیش یه دکتر درست حسابی .

7سال درس خوندشُ شست مثل رخت پهن کرد رو بند! =))

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:45
+4
mary jun
mary jun
دیگر ن اشک هایم را خواهی دید
ن التماس هایم را
و ن احساسات این دله لعنتی را ...
ب جای آن احساسی ک کشتی
درختی از   "   غرور   "   کاشتم ....
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:41
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

استادی که در نمره دادن سخت گیری کند

و دست و دلباز نباشد

اصن در کل، پایه نباشد

به عمه و مادرش خیانت کرده است



عمه النصایح. جلد اول. صفحه۷۰۵

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:38
+5
fereshte
fereshte
زمانی ک خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند پیر شدنت شروع میشود................
3 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:35
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ما میدانیم که حجم یک اتم اکثرا از فضای خالی تشکیل شده است. حال سوال اینجاست که اگر اتم ها اکثرا از فضای خالی تشکیل شده اند، آیا ماد نباید از ماده عبور کند؟ آیا نباید دست من از میز عبور کند؟

آنچه که یک جسم را سخت میسازد، ذرات بنیادی نیست. بلکه میدانهای الکتریکی بین ذرات است. دست من از میزم عبور نمیکند چرا که الکترون های دست من دفع الکتریکی میز را احساس می کند. و همین دفع الکتریکی مانع عبور دست من از میز میشود.

و باز اتم های میز است که مانع عبور دست من و یا شی از میز میشود. فضای خالی بین هسته و الکترون نقشی در استحکام ساختمان ماده ندارد، بلکه میدانهای الکتریکی چنین نقشی را دارند. به همین دلیل این میدانها نه تنها جسم مادی را می سازند، بلکه ساختمان ماده را حفظ می کنند.

2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

معنا و ریشه ی باستانی اعداد فارسی:

یک (از ریشهً اَاِو-ک یعنی ساده، مترادف ائن و وان در زبانهای ژرمنی).

دو (توو، نیرومند، دو لایه، کوهان دار).

سه (ثری، سه شاخه).

چهار (چخر، تعداد پره های یک چرغ یا تعداد چرخهای یک ارابه، به مثابه فیرای ژرمنی که اشاره به تعداد پاهای گوسفند=فور است).

پنج (پی و اساس شمارش، به الهام از پنجهً دست).

شش (خشوشی، خوشی داشتن معادل [!] یعنی مادی و جنسی درزبانهای ژرمن).

هفت (سفید و نورانی و قدسی).

هشت (اشتَ، خورد و خوراک، معادل و مترادف اوتّا در زبانهای ژرمن)،

نُه (نی-او-ئیتی، در پایین قرار گرفته، معادل و مترادف نیو در زبانهای ژرمن).

دَه (عدد ایستادن، عدد انتهای واحد شمارش معادل تیّو و تِن در زبانهای ژرمن).

صد (سد کردن و بستن بسته شمارش، معادل هوندرا زبانهای ژرمن با دست سد کردن، بستن شمارش).

هزار (هزَ-ن-گرو، با هم استوار، کامل معادل تقریبی توسِن به زبانهای ژرمن عدد بزرگ و سرکش انتهایی ).

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:26
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺑﺰﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻫﻨﺶ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻧﻤﯿﺎﻡ...!!!
ﺧﺮﻩ ...!!! ﺧـــــــــﺮ
امیدوارم از ﮔﺸﻨﮕﯽ ﺑﻤﯿﺮﻩ .. ﺍﺣﻤﻖ ﮐﻔﺎﺻﺼﺼﺼﺼﺼﺼﻂ
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:24
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم

رفتم داخل گفتم اقا جوجه دارید؟

گفت : آره داریم

گفتم بهش آب و دونه بدین:|

کصافط تا آخر خیابون با لنگه کفش دنبالم کرد :))=))

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:18
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اصلا پسره و مردونگی کردناش,
غیرتی شدناش,
داد زدناش,
ناز کشیدناش,
یه جورخاص مهربون شدناش,
ته ریشش, تُخس بازیاش…
دختره ولوس بودناش,
غر زدناش,
عشق لواشک بودناش,
گازگرفتناش,
خُل بازیاش, جدی شدناش…
و خریت جفتشون ^_^

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:14
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ