یافتن پست: #از

fereshte
fereshte
دختر:دوست دختر جدیدت خوشکله؟(تو دلش:آیا واقعا از من خوشکلتره   پسر:آره خوشکله(تو دلش:اما تو هنوز زیباترین دختری هستی که من میشناسم   دختر:شنیدم دختر شوخ طبع وجالبیه( درست اون چیزی که من نبودم  پسر: آره همینطوره(ولی در مقایسه با تو اون هیچی نیست  دختر:خب پس امیدوارم شما دوتا باهم بمونید(کاش ما دوتا باهم میموندیم)  پسر:منم برات آرزوی خوشبختی دارم(چرااین پایان رابطه ی ما شد؟  دختر:خب...من دیگه باید برم(قبل ارینکه گریه ام بگیره  پسر:آره منم همینطور(امیدوارم گریه نکنی   دختر:خداحافظ... ( هنوز دوست دارم و دلم برات تنگ میشه  پسر: باشه خداحافظ (بخدا ک هیچوقت عشقت از قلبم بیرون نمیره...هرگز )                      کاش ما آدما حرف دلمونو میزدیم....
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بارون
من و خیابون
خیالت نمیزاره که بشم آروم
با اون
میزنی آروم قدم
تا اون ندونه عاشق منم
بارون
من و خیابون
خیالت نمیزاره که بشم آروم
با اون
میزنی آروم قدم
تا اون ندونه عاشق من
پرسه های ما زیر نور ماه
من وتو باهم
دست تو دست هم
برقه اون نگات همه خاطرات
رفته باز به باد

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی پسر !!! که کار امروزت بازی با دل دختراست ...

و دیدن اشکاشون حس شاخ بودن بهت میده ...

فردا پدر خواهی شد !!!

اشکهای دخترت کمرت را میشکند !
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:30
+3
mary jun
mary jun
آیینه پرسید چرا دیر کرده است؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقیقه ای تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد شده است
شاید قرار تغییر کرده است
خندید ب سادگیم آینه
و گفت : احساس پاک تو را
زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگو
گفت خوابی سال ها دیر کرده است
در آیینه ب خود نگاه می کنم آه
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
گفت آینه ک منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:26
+4
fereshte
fereshte
آغوشی باش و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:22
+4
fereshte
fereshte
من..؟! چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست... این منم ! نه زیبایم نه مهربانم... و نه محتاج نگاهی...! فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورمو عجول !! سنگین.. سرگردان... مغرور...قانع...با یک پیچیدگی ساده ومقداری بی حوصلگیه نه چندان تلخ!!! وبرای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی  نه سیرت آدمی: هیچ ندارم راهت را بگیرو برو حوالی ما توقف ممنوع است
آخرین ویرایش توسط fereshteh در [1393/01/11 - 21:19]
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:15
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رها کردن کسی که برای شما ساخته نشده یعنی رسیدن به این درک که برخی از آدمها بخشی از سرگذشتتان هستند نه بخشی از سرنوشتتان
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:03
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﻓﻪ ﺗﺮﯾﺎ ﮐﺎﭘﻮﭼﯿﻨﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ،
ﭘﺴﺮﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﯾﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺗﺎﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﺵ
ﻭﺭﻓﺖ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻠﻨﺠﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﻏﺬﻭ
ﺑﺮﺩﺍﺭﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ؛ ﺁﺧﺮ ﺍﻭﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻻﯼ
ﺩﻓﺘﺮﺵ .
ﺷﺐ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ
ﺁﻏﺎﺯ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ؟ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ
ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺯﺩ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺗﻌﺠﺐ ﺩﯾﺪ
ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﺎ ﺧﻂ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ :
...
...
...
...
...
ﮐﺎﭘﻮﭼﯿﻨﻮ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻧﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ ﺑﺰﻏﺎﻟﻪ!

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:01
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دختره کبریت فروش كه یادتونه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
با پسر سیگار فروش ازدواج کرد...!
بچه شون ساقی مواد شده...!!!

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 20:56
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ