fereshte
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟ گفت: چهار اصل 1-دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم 2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم 3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم 4-دانستم که پایان کار من مرگ است پس مهیا شدم
fereshte
هرگز امید را از کسی سلب نکن شاید این تنها چیزی باشد که دارد
fereshte
نه به راست و نه به دروغ قسم مخمور مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی سخی و جوانمرد باش تا آسمانی شوی روح خود را به خشمو کین آلوده مساز اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام نده دورو و سخنچین مباش نزدیک دروغگو منشین با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد مغرور و خودپسند مباش زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمیماند (نصایح زیبای زرتشت به پسرش)
♥ نگار ♥
وضعیتم اینطوریه که :
قبل از حموم رفتن یه لیوان آب میوه پر میکنم و میذارم روی میز و بعدش میرم دوش میگیرم و میام بیرون!
اونوقت یهو با تعجب به لیوان روی میز نگاه میکنم و میگم: عــــه! مرسی عزیزم بازم که برام آب میوه گذاشتی! و…با لذت خاصی میخورم!
♥ نگار ♥
برای لذت بردن از زندگی کافیست کمی احمق باشی...
♥ نگار ♥
تنهایی را اگر چشیده باشی تازه می فهمی بودنِ یکی به نام "دوست" که نگــــفته ، بداند چه می گویی ... چه نعمت بزرگیست! درست مثل یک جــــرعۀ آب برای مسافر تشنۀ کــــــویر..