یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

هیچ صدایی نا امید کننده تر از
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
صدای پخ پخ آخر آبمیوه نیس !
خدا هیچ جوونی رو نا امید نکنه !

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:48
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


خدایا !

یا کسی رو بهمون نده...
یا اگه میدی دیگه ازمون نگیرش خب...
آخه آدم هم هدیه رو پس نمیگیره !
تو که خدایی دیگه !


دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:21
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فرشته ای از سنگ پرسید : چرا مانند خاک از خدا نمی خواهی که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمی کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنین خواسته ای باشم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:10
+4
melika
melika
من از گذشته خفته خود میترسم


من از پر کشیدم حال میترسم

من از فراموش شدن میترسم


ترس ازاینکه بیدار شوم و دریابم تو رفته ای
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:08
+6
alireza
alireza
یه دانشجو میخاست استادشو اذیت کنه رو تخته نوشت :
شرت استاد گل گلیه/
































استادم خیلی ریلکس و اروم زیرش نوشت میدونستم مادرت راز نگه دار نیست/
آخرین ویرایش توسط alireza-3731 در [1392/10/21 - 20:08]
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:07
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورد داشتیم طرف سر نماز فقط مونده کیسه بکشه.از بس به خودش ور میره
:)
:(
:/
اینا تو مجلس رسمی هم جلوی همه همینجورین عایا!!؟
یافقط سر نماز...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:03
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیا چقد تنگه دلم سنگه دل تو با دل تنهام چرا می جنگه دل تو دنیا ازت خسته شدم ، بسه شکستن چشمای من از گریه کردن دیگه خستن
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:59
+4
melika
melika
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست ،
نگفتم :عزیزم ، این کار را نکن.
نگفتم :برگرد
و یک بار دیگر به من فرصت بده.
وقتی پرسید : دوستش دارم یا نه ،رویم را برگرداندم.
حالا او رفته و من تمام چیزهایی که نگفتم را می شنوم
نگفتم :عزیزم ،متاسفم ،
چون من هم مقصر بودم
نگفتم :اختلاف ها را کنار بگذاریم،
چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است .
گفتم :اگر راهت را انتخاب کرده ای،
من آن را سد نخواهم کرد
حالا او رفته و من
تمام چیزهایی که نگفتم را می شنوم
او را در آغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم
نگفتم :اگر تو نباشی
زندگی ام بی معنی خواهد بود .
فکر می کردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد
اما حالا،تنها کاری که می کنم
گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم
نگفتم :بارانی ات را درآر...
قهوه درست می کنم و با هم حرف می زنیم.
نگفتم :جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست.
گفتم :خدانگه دار ،موفق باشی ،خدا به همراهت.
او رفت و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چیزهایی که نگفتم ،زندگی کنم.

شل سیلور استاین
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:54
+6
محمد
محمد

چشم تو
دریا دریا آرامشه
منو به سمتت میکشه
آروم
آرومه جونم
ماله تو حسه عاشقونم
موی تو
گندم زاره منه
عشقه بی تکراره منه
چشماتو....
نبند چشماتو
نگیر از من اون خنده هاتو
بذار تو چشمات
عشقو ببینم
کنارت بشینم
بذار آروم دستاتو بگیرم
من آروم میمیرم....

شب بخوشی٪
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:53
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ