یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش میشد بعضیا رو دوباره پس داد به مادرشون
بیا مامانش !!!
اینو بگیر دوباره بزرگ کن , این خوب از آب در نیومده ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:36
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز برای اولین بار دیدم تو ماشین عروس دوتا دختر نشسته بودن !
بعد از کلی دقت فهمیدم اونی که کلیپس نداره مرد ست
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﻣﻌﻠﻢ: ﻃﺎﻳﻔﻪ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍئیل ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻣﻬﻤﻲ ﺯﺩﻧﺪ؟









ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ: ﺁﺏ ﺷُﺮﺕ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻼﻧﺪﻧﺪ!

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:26
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بچه ی 3 چهار ساله ی داداشمو بردم تو سوپری محله

هرچی دید میخواست
یکی دوتاشو برداشتم براش
بازم هی میگفت از اینا از اینا

به فروشنده اشاره کردم گفتم عمو اینا رو نمیفروشه ( فروشنده هم اونجا بود)
بچه هم نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت "عمو گه خورده" !!!

من :||||
فروشنده : o_O
بقیه مشتریا :))))

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:23
+4
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:20
+4
melika
melika
سه تن آن را میدانستند
زنی که معشوقهی کافکا بود
کافکا او را به خواب دیده بود.
سه تن آن را میدانستند
مردی که دوست کافکا بود
کافکا او را به خواب دیده بود.
سه تن آن را میدانستند
زن به دوست گفت:
دلم میخواهد امشب با من عشقبازی کنی.
سه تن آن را میدانستند
مرد پاسخ داد: اگر گناه کنیم
کافکا دیگر ما را به خواب نخواهد دید.
یک تن آن را میدانست
و بر زمین کس دیگری نبود.
کافکا با خود گفت:
اکنون که آن دو رفته اند و تنها مانده ام
دیگر، خود را به خواب نخواهم دید.
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:06
+7
melika
melika

اولین بار
که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است
تب می کنم عرق می کنم میلرزم
جان می دهم هزار بار
می میرم وزنده می شم پیش چشمهای تو
تا بگویم دوستت دارم
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم
خیلی سخت است
اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است
و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم
و بعد راهم را بگیرم و بروم
چون تازه فهمیدم
تو هرگز دوستم نداشتی
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:00
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:55
+5
melika
melika
اگر مي خواهي با من ازدواج كني، اين چيزها را بايد انجام دهي:
بايد يادبگيري چطوري سوپ مرغ عالي درست كني
بايد جورابهايم را وصله كني
بايد نازم را بكشي



بايد خوب ياد بگيري چطوري پشتم را بخاراني

بايد كفشهايم را برق بياندازي
وقتي من استراحت مي كنم حياط را جارو كني
وقتي برف و تگرگ مي آيد جلو در را پارو كني
وقتي حرف مي زنم ساكت باشي
وقتي ... هي ... كجا داري مي ري؟

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:52
+6
melika
melika


می خواهم بخوابم
خدایا مراببخش!
و اگر درخواب مردم
تمام اسباببازی هایم را بشکن،
تا بچه دیگری از آن ها استفاده نکند.
آمین!
3 دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:49
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ