یافتن پست: #از

محمد
محمد
یک مرد زمانی شما را دوست دارد که:
دلتنگی برای شما برایش سرگرمی باشد..مراقبت از شما شغلش باشد..خوشبخت کردن شما ماموریتش...و دوست داشتن شما زندگیش باشد..
دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:49
+4
mohsen
mohsen
کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد
دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:44 توسط Mobile
+5
محمد
محمد
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻢ ﻭﻟﯽ ﻧﮕﻔﺘﻢ!

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﻧﮑﺮﺩﻡ!


ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻄﺶ ﻫﻢ ﺗﺮﮐﺶ ﻧﮑﺮﺩﻡ!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:43
+5
mohsen
mohsen
میگن تو اون دنیا ی سری از آدم هارو از انگشت آویزون میکنن.....وقیتم ک ازشون میپرسی چرا ب این عذاب دچار شدی میگن ک پست میخوندیم حال میکردیم اما لایک نمیکردیم....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:39 توسط Mobile
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



دخـتـر کـوچـک بـه مـهـمـان گـفـت:

"مـی خـوای عـروسـکـامـو بـبـیـنـی؟!؟"

مـهـمـان بـا مـهـربـانـی جـواب داد:

"بـلـه...حـتـمـا..."

دخـتـرک دویـد و هـمـه ی عـروسـک هـا رو آورد...بـعـضـی از اونـا واقـعـا بـا نـمـک بـودن...ولـی در بـیـن اونـا یـک عـروسـک خـیـلـی قـشـنـگ دیـگـه هـم بـود....

مـهـمـان از دخـتـرک پـرسـیـد:

"کـدومـشـونـو بـیـشـتـر از هـمـه دوست داری...؟!؟"

و پـیـش خـود فـکـر کـرد:(حـتـمـا اونـی کـه از هـمـه قـشـنـگ تـره...!)

امــا خـیـلـی تـعـجـب کـرد وقـتـی کـه دیـد دخـتـرک بـه عـروسـک تـکـه پـاره ای کـه یـک دسـت هـم نـداشـت اشـاره کـرد و گـفـت:

" ایـنــو!! "

مـهـمـان بـا کـنـجـکـاوی پـرسـیـد:

" ایـن کـه زیـاد خـوشـگـل نـیـسـت!!!"

دخـتـرک جـواب داد:

"آخـه اگـه مـنـم دوسـتـش نـداشـتـه بـاشـم دیـگـه هـیـشـکـی نـیـسـت کـه بـاهـاش بـازی کـنـه.......اونـوقـت دلـش مـی شـکـنـه....!!!!"

مــهــربــونــی یــعــنــی ایـــن!!!:^)

دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:29
+5
محمد
محمد
سلام عزیزم؟
خوبی؟
دلم برات خیلی تنگ شده!!
.
گاهی چنان داغونت میکنه که حتی از نفس کشیدنت پشیمون میشی!
و ای کاش حالمان بجای چند بار در روز سالی یکبارپرسیده شود..
اما نه از روی ترهم و بازیهای کودکانه!!!
.
راستی: حالت خوب است!! دلم برایت مثل فردا تنگ است!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:24
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:18
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:11
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بچه که بودم باد کنکم که میترکید بعد از اینکه مثل خر عر میزدم؛



یه تیکه شو برمیداشتم میکشیدم روی یه لیوان و



باهاش طبل درست میکردم..!



بعدم کلی از خوشی مثل اسب شیهه میکشیدم







می خوام بگم همچین بچه های قانعی بودیم ما...



از یه بادکنک پاره هم نمیگذشتیم ..!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 19:01
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/22 - 18:59
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ