یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﺩﻡ
ﮐﻪ ﯾﻪ ﺯﻧﯽ ﺑﺎ ﺳﮕﺶ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ اومد ، ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺳﮕﺶ ﮔﻔﺖ:
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺮﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﺍﺭﻋﻤﻮ ﺭﺩ ﺷﻪ !
ﺍﻟﺎﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﺰﺕ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ ﺑﻬﻢ ﻓﺤﺶ ﺩﺍﺩ
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 14:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 14:28
+2
AmirAli
AmirAli
یکی از فانتزیام اینه که :

توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب

از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره

من درحالی که لبخندی پرمعنا برلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم ...

پرستار بلندتر و با التماس میگه:

آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده

من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم

ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره

من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک

تکشون نگاه میکنم و میگم:

آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن

بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم

توی مه و غبار ناپدیدشم.

روانی هم خودتی

دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 13:05
+2
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دُخــتری کهـ اول صُبح بهـ زور از خواب بُلند میشهـ

بــا موهای ژولیدـهـ ؛

با لـــــباس هایی کهـ از هر طرف کِش اومـدن

با چِـشم های نیمهـ بـاز و نیمهـ بَستهـ

در حـــال راهـ رَفتـنو زیـر لـب غُرغـُر میکنهـ

بَغـل کـردنی تـرین مــوجود دُنــیاست

حَتــی بعـضیا مـیگن کهـ : میشهـ بـراش مـُرد!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 12:44
+4
mori zare
mori zare
سلام. من mori zare هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 11:40
+5
AmirAli
AmirAli
ﻣﻦ ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺁﺏ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺳﺮ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺮﯾﺨﺘﻦ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ!

دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 10:00
+3
AmirAli
AmirAli
تا ده سالگی هر شلواری که بپوشی سر زانوهاش سوراخ میشه؛
از ده سالگی تا آخر عمر هم همین پروسه روی خشتکت اجرا میشه

دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 09:58
+2
AmirAli
AmirAli
یه قانونی هم هست که میگه اگه به نون کره بمالی بعد اگه از تو دستت بیفته قطعا از همون سمتی میفته که کره مالیدی !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 09:45
+1
AmirAli
AmirAli
مامانم میگه ساعت چنده؟ میگم 11:17 دقیقه

میگه دقیق ؟ 

نه یازده و رب بود رندش کردم گفتم یازده و هیفده 
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 09:42
+1
sajad
sajad
سلام. من sajad هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1392/08/17 - 22:23
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ