یافتن پست: #اشک

saman
saman
در CARLO
ای اشک ، آهسته بسوز که غم زیاد است

ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز است . . .
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/10 - 15:48]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 15:48
+3
roya
roya
در CARLO
امروز نمی دونم جواب کدوم کار خوبم رو گرفتم !
رفتم صدگرم نخودچی گرفتم، داشتم می خوردم
که یهو دیدم یه پسته توشه !!!!!
باور کنید اشک توی چشمام حلقه زده بود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 12:06
+3
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 19:38
+2
ساناز
ساناز
ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﺍﺩﻟﯿﺴﺖ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ... {-32-}
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺁﻫـــــــــﺎﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ

ﯾﻨﯽ ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﮐﻨﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺎﯼ ﺑﻢ ﺑﮕﯽ ﮐﺼﺎﺍﺍﻓﻂ ﺧﺮ ﺍﺻﻦ ﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﮎ |:

ولییییی ینییییییییییی ها خاکککککککک عالم تو سرت که نمیای بگی
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 18:42
+4
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
آخرین ویرایش توسط mamad-rize در [1392/04/9 - 18:33]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 18:33
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
خودش ، 10 دقیقه پیش
دلشوره مرانداشته باش!
اینجا هم اتاقی من حسرت توست،
رنج میخورم،
اشک مینوشم،
من خوبم!میدانم باحسرتت چگونه تاکنم! فقط برایم بنویس:
هنوز هم لبخندمیزنی؟
.H.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 16:29
+8
saman
saman
لهی قربونت برم تو غصه منو نخور

منم که جور سر میکنم تو خیلی ساده دل ببر

تو فکر هیچی رو نکن ببین هنوزم سرپام

فقط واسه دلتنگیه اگر که اشکه تو چشام

پشتم ببین خمیده نیست فقط یه بغضه تو گلوم

تورو خدا پاشو برو نیا با گریه رو به روم

یه روز باید اینطور میشد یا خیلی زود یا خیلی دیر

یه لطفی کن یواشکی دیگه سراغمو نگیر

اره سراغمو نگیر نذار بدونی من کجام

پاشو برو بسه دیگه بذار بریزه گریه هام

فقط برو عزیز من نگاه به پشت سر نکن

از این به بعد بیاد من دقیقه هاتو سر نکن

برو / نمیخوام که دیگه تورو دل آزرده کنم

من که یه آرزو توهم نشد برآورده کنم

خودت تمومش کن برو دیگه حمایتم نکن

حالا اگه میتونی بری / نمون اذیتم نکن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 16:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حرفی...
برای گفتن نمی ماند...
وقتی دلی ...
بی هیچ گناهی شکسته باشد...
وخرده های دل ...
چنان راه نفس کشیدنت را بند بیاورد...
که هر نفست...
با درد باشد...
و مدام چشمانت...
پر و خالی از اشکی شود...
که آن هم با درد است...
حرفی برای گفتن نمی ماند...
وقتی دردی راه گلویت را بند بیاورد...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 16:21
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 14:27
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
مهربانی تا به کی؟
بگذار سخت باشم و سرد..
باران که بارید چتر بگیرم و چکمه..
خورشید که تابید پنجره ببندم و تاریک..
اشک که آمد دستمالی بردارم و خشک...
او که رفت نیشخندی بزنم و سکوت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 12:03
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ