kiss
روزی زیر سایه بید مجنون بودیم و به سیبی که در دستان تو بود نگاه میکردیم تو آن روز به من اعتماد داشتی و سیب را دادی تا عادلانه تقسیم کنم ،و من قسمت بزرگ آن برداشتم و تکه کوچک را به تو دادم . تو آرام پلکهایت را از من گرفتی و در اندوه ابروانت فرو بردی و زیر لب گفتی . نمیدانم چه گفتی ،ولی امروزبه من اعتماد نداری . شاید باید به تو میگفتم که آن تکه بزرگ خراب بود و من نمیخواستم تو آن را گاز بزنی.
sasan pool
از قدیم گفتن تساوی حقوق زن و مرد.به این مطلب طنز در دیدگاه نگاه کنید.
امید
خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم
یکی از گریه های شیرین کودکیم را بده
sepideh
دوست پسرم دوست پسرای قدیم
قدیما تا به دوست پسرت میگفتی تو خیابون بهم متلک گفتن جوش میکردو داد میزد کی گفته برم فلان فلانش کنم
اما حالا تا به دوست پسرت میگی بهم متلک گفتن میگه بس که امروز ناز شده بودی حق دارن مردم
ebrahim
هيچ وقت كار امروز رو به فردا ننداز
فردا كلي كار خواهي داشت
قشنگ بنداز واسه دو هفته ديگه كه خيالتم راحت بشه
ebrahim
هرگز منتظر فردای خیالی نباش.
سهمت را از شادهای زندگی همین امروز بگیر.
ضرر نمیکنی اگر از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کنی.
ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻪ ...!