یافتن پست: #امروز

roya
roya


امروز با نامزدم رفتم رستوران


.

.


.

.

.

شوخی کردم بابا خودکشی لازم نیس.

 

یه نفس عمیقمن هنوز مجردم خیالتون راحت باشه

دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 15:06
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


امروز با خدا دعوام شد ... با هم قهر کردیم ... گوشه ای نشستم و کمی گریه کردم و بعد خوابیدم ... بیدار که شدم مادرم گفت: دیشب خواب بودی تا صبح آسمون بارون بارید ...


دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 12:10
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز تو تاکسی بودم ، داشتم عکسای گوشیمو میدیدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
رفتــــم رو عکس بعدی ...
یارو میگه بزن عکس قبلیو من کامل ندیدم !
یعنی حریم خصوصی در حد ِ پشم ِ گوسفندهای جابر رجبی . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعترافات ی آقا پسردوس دخترم مادرش از من خیلی بدش میاد
امروز داشتم با دوس دخترم تلفنی حرف می زدم یهو مادرش گوشیو ازش گرفت گفت بده بینم باز داری با اون پسره منوچ زر می زنی :|
گوشیو ازش گرفت گفت چی می خوای از جونه دخترم ؟؟؟؟
گفتم : مدرسان شریف
گفت: خفه شو كصافت
گفتم :مدرسان شریف
خودشم خندش گرفت :))))))
قطع كرد :)))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:47
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 02:30
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دختره دیروز استتوس زد " تنهــــــــــــــام "، امروز دیدم ریلیشن زده :|
یعنی واقعن اینقدر تاثیر داره آیا؟؟؟
خب منم تنهــــــــــــام. ببینم چیکار میکنیدا :d
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 18:50
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تصمیم کبری


کجایی کبری جان؟
هنوز زنده ای؟
بیا و کتاب های دبستانی امروز را ببین
بیا و ببین خبری از تصمیم کبری نیست
بچه های امروز دیگر نیازی ندارند کتاب هایشان را سالم و تمیز نگاه دارند تا سالهای بعد برادران و خواهران دیگر از آنها استفاده کنند
بیا و ببین خواهر برادری وجود ندارد که بعدا از کتاب ها استفاده کند
اینجا همه تک فرزند شده اند کبری جان
بیا
بیا و ببین که دیگر خانه ای نمانده که حیاط داشته باشد و باغچه و درختی
بیا کبری جان
بیا تا با هم به یاد تصمیم آن روزهایت گریه کنیم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 18:01
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم
روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
می‌ نوشتم" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی‌ "
می‌ نوشتم در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز می‌‌نویسم یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه خودم را ترک کرده بودم .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:08
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت : هی ! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره ! و موهاشو بافت و روز خوبی داشت ! فردای آن روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود هی ! امروز فرق وسط باز میکنم این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای آن روز تنها یک تار مو رو سرش بود اوکی امروز دم اسبی میبندیم همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد : ایول !!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم !

همه چیز به نگاه تو برمیگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:25
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
با افتخار میخوام گلایه کنم : بنده حقیر ( عبدالرضا شهرابی فراهانی ) نبیره ( میرزا تقی خان فراهانی ) ملقب به ( امیر کبیر ) هستم : از جدم آموخته ام به مردم کشورم خدمت کنم و آموخته ام هرگز چشم امید به تشکر از این مردم هم نداشته باشم : از پدر بزرگم خواستم تا این حرف جدم را تفسیر کند : گفت بعدا خودت متوجه میشوی : از پدر خدابیامورزم هم که پرسیدم همین را گفت :
امروز رفتم به صفحه کاری ام در فیس بوک : دیدم 100 ایرانی بنده را بلوک کرده اند و 200 خارجی لایک ...........
به چه جرمی ؟؟؟ نجات جان مردم کشورم ؟؟؟؟
واقعا ما تا بدین حد غریبه پرست شده ایم ؟؟؟
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خسته شدم .....................................
آخرین ویرایش توسط A-Sh-F در [1392/06/3 - 01:09]
3 دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 00:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ