یافتن پست: #اه

saman
saman
كاش كسي بود امشب با من كمي قدم ميزد......

كمي شعر ميخواند و كمي حرف ميزد......

و من برايش درد و دل مي كردم و برايش اشك مي ريختم......

كاش كسي بود امشب و من برايش چاي ميريختم ......

و او با لبخندي و نگاهي برايم دست تكان ميداد.....

كاش كسي بود امشب.....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 08:51
+5
mina
mina
گاهي آنكه سراغي از تو نميگيرد، دلتنگترين براي ديدنت است و از شكاف چشمانش به نبودنت خيره ميشود، هميشه آنكه تو او را نمي بيني نامهربان نيست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 08:45
+5
★☠ فـــرزاد ★ستاره های آسمونی☠★
★☠ فـــرزاد ★ستاره های آسمونی☠★
ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ،

چـــــون در آن گـلـه ای نـیـسـتــــ

گـاهـی سـکـوتـــــ دلــی را مـی شـکـنـد

گـاهـی دلـی را بـدسـتـــــ مـی آورد

گـاهـی از دل تـنـگـی حـکـایـت مـی کـنـد

گـاهـی بـغـض در گـلـو خـفـتـه اسـتــــ

گـاهـی حــــرفــــ در راه مـانــــــده اسـتـــــ

گـاهـی اوقـاتـــــ سـکوتــــــ سـخـن بـی کـلام اسـتـــــ

و گـاهـی سـکـوت گـریـه بـی صـدای دل یـکـ "عـاشـق" اسـت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 02:35
+7
★☠ فـــرزاد ★ستاره های آسمونی☠★
★☠ فـــرزاد ★ستاره های آسمونی☠★
ما بهم نمیرسیم

اما بهترین غریبه ات می مانم
که تو را
همیشه دوست خواهد داشت...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 02:17
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/17 - 14:24]
8 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 23:17
+27
-1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/17 - 14:25]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 23:13
+19
-2
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
خانومه تلفنى سرقيمت خونه چونه ميزده!
بنگاهيه ميگه:
حاج خانوم تلفنى كه نميشه!
تو بيا بشين سر معامله
بالا پايين ميكنيم كار تموم ميشه{-44-}{-33-}
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 23:04
+5
parisa
parisa
ﺁﻗـــﺎ ﭘﺴــﺮ ﻋــﺰﯾــﺰﯼ ﮐــﻪ ﺩﺭﻭﻏـﮑــﯽ
ﺑــﻪ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧـﺘــﺮﺕ ﻣـﯿـﮕـــﯽ :
" ﻋـــﺰﯾــﺰﻡ ﻣــﻦ ﺗــﺎ ﺁﺧـــﺮﺵ
ﺑــﺎﻫـــﺎﺗــﻢ ..."
ﻣـــﺮﺩ ﺑــﺎﺷﻮ ﺑﮕــﻮ ﺁﺧــﺮﺵ ﻣـــﻮﻗﻊ
ﺑﺴﺘﻦ
ﮐﻤـﺮﺑﻨـﺪﺗــﻪ
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 22:40
+7
parisa
parisa
من محتاج درک شدن نیستم،دردم می آید خر فرض شوم.

دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری،

و هر بار که آزادیم را محدود میکنی،

می گویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است،

نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود.

میدانی ؟ دلم از مادر هایمان می گیرد،

بدبخت هایی بودند، که حتی می ترسیدند باور کنند حقشان پایمال

شده.

خیانت نمیکردند، نه برای اینکه از زندگی راضی بودند،نه، خیانت هم

شهامت میخواست .

نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت،جایش النگو داد.

مادرم از خدا میترسد، از لقمه ی حرام میترسد، از همه چیز میترسد،

تو هم که خوب می دانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است.

دردم می آید این را هم بخوانی میگویی اغراق است.

ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش

کتک می خورد،باز هم همین را میگویی

ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه، غیرت داری ؟؟

دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند،و آنهایی هم

که نیستند همه فامیل های خودتانند.

مادرت، اگر روزی جرات پیدا کردی ازش بپرس بیچاره سرخ می شود و

جوابش را،باور کن به خودش هم نمی دهد.

دردم می آید.

از این همه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 22:16
+4
behzad
behzad
یارو از کلاهش خرگوش در میاره،
.
.
.
.
.
.
.
.
من هنوز از قلبم توی گوساله رو نتونستم در بیارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 20:13
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ