یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در آغوشم بگیر

بگذار گرمی دستت را حس کنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم

نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پایت افتاده است

لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن

تنها تو را می خواهم

بگذار در نگاهت غرق شوم

و بگذار در آغوشت بخواب روم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 13:35
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مرگ ،سخن دیگری ست
مرگ ،سخن ساده یی ست.
ومن دیگر برای تو از نهایت ،سخن نخواهم گفت.
که چه سوکورانه است تمام پایان ها .

نادر ابراهیمی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 13:28
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابام اومده میگه :
توکه هر روز قهوه خونه ای ریه هات داغونه
چشماتم که ضعیفه
هر نیم ساعت میری دستشویی یعنی کلیه هاتم خرابه ماهی بیست روزم که اسهال داری
قلبتم که هر ماه به یکی اهدا میکنی
این " کارت اهداء عضو" چیه گرفتی
تا همین الان توزندگیم انقدر قانع نشده بودم .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 13:18
+4
alifabregas
alifabregas
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 13:10
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خانواده های محترم خاهشا دیگه دختراتونو دانشگاه نفرستین جا پسرارو نگیرن
بفرستین کلاس آرایشگری چون دیگه واسه کار مدرک مد نظر نیست
فقط باید مجرد با ظاهری آراسته و مناسب باشن خدا وکیلی 99 درصد آگهی های کار
شرایطش همینه___ اگه موافقی بلایک..!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 13:03
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام اینه که بعد از استفاده از کرم حلزون برم توآشپز خونه و با چاقو های ۲۹۹تومنی و دیگ های۳۹۹تومنی شروع به درست کردن آش پسته کنم و در حال استفاده از تن تاک آش رو بخورم و با گوشیه آیفون زنگ بزنم صدا و سیما تا ۴ملیارد بهشون بدم تا تبلیغ پخش نکنن.بعدش پلیس به جرم شرکت هرمی بیاد تا دستگیرم کنه منم برم افق.بعدش پلیسا با تپولف(توپولوف،تپلف...)بیان افق و من سوار کشتی شم و دو تا موشک بزنن تو کشتیم اما...
ادامه داستان در هوش سیاه ۳(خخخخخخم)
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 12:52
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لذتهای کوچک زندگی:
۱- اونطرف بالش ک خنکه
۲- با پتو زیر کولر بخوابی
۳- در یخچال رو باز کنی پر باشه
۴- کسی که دوستش داری هر روز بهت زنگ بزنه
۵- بنوازی و همراه با اون بخونی
۶-وقتی همه ی کارات تموم شد و داری از خستگی میمیری بری بخوابی
۷- بعد از ی مسافرت طولانی رو تختت بخوابی
۸- از خواب بیدار شی در حالی ک خوابت میاد ببینی هنوز چند ساعت وقت برا خواب داری
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 12:48
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از این تریبون اعلام میکنم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هر کس دلش واسه خاکش و وطنش تنگ شده حاضرم این فداکاریو براش انجام بدم جامو باهاش عوض کنم......ترجیحا طرف ساکن سوئد و سوئیس و اطراف این کشورها باشه ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 12:41
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها....شیشه های مات یک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 12:09
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
امشب بر آستان تو سائیده ام سری
وا کرده ام به سمت تو درهای دیگری
درهای دیگری همه از جنس آسمان
شاید شبیه ماه از این کوچه بگذری
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 12:00
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ