saman
از اینجا راهی نیست تا شک و بد بینی
من با توام اما من رو نمیبینی
دستات و میگیرم دنیات یخ بسته
انگار من نیستم اینجا تو این لحظه
saman
نه دیگر بغض در این گلو مانده ...
نه اشکی بر دل ...
نه غباری بر لب ...
بال هم نباشد ، می پرم تا آنجایی که ماه مرا می خواند ...
نمی دانم شاد یا غمگین ...
نه بادی می وزد اینجا ... نه باران می شناسم دیگر ...
برگ ها هم خشکشان زده از این سکوت طولانی ...
احساسم بی احساس شده است انگار ...
نبض ندارند رگهایم ...
نکند مرگ اینجا باشد امشب ؟!؟!
eyval aji!!!


1392/04/9 - 21:22chakerim tiyam jonammmmmmmmmmmmmmmmmmm










1392/04/10 - 02:24 ( لايک توسط 1 کاربر )ghorbonettttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttt
10000000000000000000000000000000000000000 ta
asheghetammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
eeeeyyyyyyyyyyyyyyyyvaaaaaaaaaaaaaaallllllllllllllll bahaaaaaaaaaaarrrrrrrrrrrrrr eeeehhh











1392/04/10 - 09:28mer30 jigaram







1392/04/10 - 13:04mer30









1392/04/10 - 17:03