یافتن پست: #اه

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
کسی که از هیچ چیز کوچکی خوشحال نمی شود ، هیچگاه خوشبخت نخواهد شد. اپیکور
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 15:51
+3
roya
roya
ساده که میشوی ؛ همه چیز خوب میشود؛
خودت،
غمت ،
مشکلت،
غصه ات،
هوای شهرت
آدمهای اطرافت
حتی درک کردنت هم ساده تر است
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 15:45
+5
binam
binam
وقتی که قطره های اشک آرام آرام بر روی گونه هایم میریزد
وقتی نگاه خسته ی خودم در آیینه ی اتاق تنهاییم مرا به ترس می آورد
وقتی تار موی سپیدم در تلاطم تارهای سیاهم از دید دیگران پنهان می شود
وقتی هزاران درد را با تنی خسته تنها خودم به دوش میکشم
وقتی مجبورم کنار والدینم نقش فرزند شاد را بازی کنم
تنها چیزی که باعث می شود قلبم به تپش ادامه دهد
وجود توست
در کنار سجاده که هیچ حتی در هر لحظه هم نیازی به نقش بازی کردن نیست
نیاز به بازگو کردن نیست
تو خوب میدانی از هرآنچه در من میگذرد
این است که هنوز با عصای بندگی ات روی پاهایم ایستاده ام
و اشک ها و نگاه ها و تار موهای سپید و درد ها را تحمل میکنم
خوب است که تو انسان گونه مرا نگاه نمیکنی
خوب است که نیازی به توجیح ندارم در برابر بزرگواری چون تو
هر قدر دلم گرفته باشد همین که تو هستی کافی است
هرگز نمیتوانم زندگی بدون تو را حتی لحظه ای تصور کنم
گاهی همین جمله کافی است
که نه بخاطر اینکه مانند تو تنهام
نه بخاطر اینکه هر روز به من روزی میدهی
نه بخاطر اینکه این همه نعمت در اختیارم میگذاری
بلکه فقط و فقط
بخاطر بودنت
دوستت دارم خدایا!
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 15:34
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
بد ترين حالت ممكن اينه كه

وقتي باهاش قهري پيامك مياد

همه تن و بدنت ميلرزه چون فك ميكني اونه

بعد كه ميبيني اون نيست خيلي داغون ميشي

ولي غرور لعنتي و حرفايي كه ازش شنيدي روز آخر

اجازه نميده بهش زنگ بزني

منتظري اون بياد سمتت

اونم نمياد

توام نميري

يه رابطه تو اوجش به همين راحتي تموم ميشه..
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 15:09
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
وقتي رسيدن به رستوران , دربون رستوران گفت: سلام بهروز جان ... حالت چطوره ؟؟؟


زنه يه كم غافلگير شد و به شوهره گفت : بهروز , تو قبلا اينجا بودي ؟؟


شوهر: نه بابا اين يارو رو توي باشگاه ديده بودم ...



وقتي نشستن , گارسون اومد و گفت : همون هميشگي رو بيارم ؟؟؟



زنه يه مقدار ناراحت شد و گفت : اين از كجا ميدونه تو چي ميخوري ؟؟؟



شوهر : اينم توي همون باشگاه بود يه بار وقت خوردن غذا منو ديد ...



خواننده رستوران از پشت بلندگو گفت : سلام بهروز جان ... آهنگ مورد علاقتو ميخونم برات ....



زنه ديگه عصباني شد و كيفشو برداشت از رستوران اومد بيرون.



شوهره دويد دنبالش . زنه سوار تاكسي شد ....



بهروز جلو بسته شدن در تاكسي رو گرفت و خواست توضيح بده كه حتما اشتباهي پيش اومده و منو با





يكي ديگه اشتباهي گرفتن ....



زنه سرش داد زد و انواع فحشارو بهش داد ...



يهو راننده تاكسي برگشت گفت : بهروز ايني كه امشب مخشو زدي خيلي بي ادبه ها !!!! :))))))))))
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 15:01
+3
vahid7z
vahid7z
خدایا ....

باور کن این یکی دعــا نیست ؛
...
یه خواهشه ،
...
یه التمـــاسه !!!


مهـــربونی رو به قلب ما آدمـــا برگردون ... !!!{-47-}{-47-}{-47-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 14:59
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست!

مثل آرامش بعد از یک غم

مثل بوی نم بعد از باران

در نگاهت چیزیست که نمیدانم!

من به آن محتاجم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 14:32
+4
binam
binam
تار نمای دل من
صبح نگاه تو شده
نروی از بر من
کین صبح به شب نزدیک است


بی نام
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 14:20
+3
parsa
parsa
یه آدماهی هستن می‌خندن . زیاد هم می‌خندند. اما ...
حرف‌هاشون ، غم‌هاشون ، مشکلاتشون
این‌ها چیزهایی ست که می‌ریزه توی دلش و دَرَش رو هم دوقفله می‌کنه
کسی رو هم راه نمیده اون تو
نمیزاره بفهمید که اون تو چه خبره
و شما هیچ وقت درکش نمی‌کنید، چون بلد نیست منت بزاره ...
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 14:09
+2
-1
binam
binam
لازم است گاهی تلفن را برداری ، شماره کسی را که مدتها باش قهر بودی را بگیری
گوشی را که برداشت ، فحش بدهی ، مبادا یادش رفته باشه که هنوز قهرید ...
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 13:50
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ