سحر
دلم تنگ شده برای آن پسر ساده ای که پشت گوسفندان راه می افتد و به دخترِ لپ گل گلیه روستا دل میدهد نه شماره...
♥ نگار ♥
مردها نمی بخشند اما فراموش می کنند!!!
زنها می بخشند ولی هیچگاه فراموش نمیکنند...
♥ نگار ♥
زندگی باید کرد !
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد !
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد !
گاه با سایه ابری سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم ............
روزگارت آرام ........
peyman
اینــــجا تا پیراهنت راســـیاه نبینند
باور نمـــی کنند چیزی از دســــت داده باشـی ...
محمد
در نظربازی ما بیخبران حیرانند # من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی # عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست # ماه و خورشید همین آینه میگردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا # ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم # آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند
وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد # که در آن آینه صاحب نظران حیرانند
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ # عشقبازان چنین مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار # ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد # عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد # دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان # بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند
آخرین ویرایش توسط
Ghoghnus در [1391/01/17 - 17:47]
♥ نگار ♥
میدانم كه هرگز نقاش خوبی نخواهم شد
دیشب دلی كشیدم
شبیه نیمه ی سیبی
كه بخاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ مدفون شد
امشب صدایت را میكشیم
سركش تر از باد
تازه فهمیدم كه چرا شبها بیخوابم
بالشم پر از صدای تو بود
صداییی شبیه خنده های وحشی طوفان
ولی امشب با قطره های رنگ
صدایت را
عشقت را
زنده به گور میكنم
حالا پرهای بالشم هر شب قو میشوند
از شور گریه هایم
آره دقیقا ولی دختر لپ گلی کوو ..؟؟؟
1391/01/17 - 18:44