یافتن پست: #اه

عسل ایرانی
عسل ایرانی
خواستم بگويم کيستم ديدم نگويم بهتر است …آنکس که با من مي ماند خود مرا خواهد شناخت و آنکس که نمي ماند همان بهتر که نشناسد مرا
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:31
+5
maryam
maryam
احتیاط باید کرد!
همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز...
بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:58
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را . ارنستو چگوارا
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:50
+5
saeed
saeed
گــاهی دلتنـگ میشـوم...

اما

نـــه برای تو !

برای آن کسـی که

فکـر میکردم تـــــــو بودی...!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:47
+2
saeed
saeed
تو می روی و من
فقط نگاهت میکنم
تعجب نکن چرا گریه نمیکنم
بی تو،یک عمر فرصت گریستن دارم
اما برای تماشای تو،
همین یک لحظه باقیست
و همین یک لحظه،
در چشمان تو اجازه زیستن دارم!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 21:48
+1
saeed
saeed
زندگی هر دختری یك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهی می‌كند . . .
حالا چی بپوشم؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 21:41
+1
نيلوفر
نيلوفر
راه من نگاه توست
پلك نزن
بي راهه مي روم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 19:10
+6
nahid
nahid
ليلي ، تشنه تر شد

ليلي گفت : امانتي ات زيادي داغ است . زيادي تند است.
خاكستر ليلي هم دارد مي سوزد، امانتي ات را پس مي گيري؟
خدا گفت: خاكسترت را دوست دارم، خاكسترت را پس مي گيرم.
ليلي گفت : كاش مادر مي شدم، مجنون بچه اش را بغل مي كرد.
خدا گفت: مادري بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بي بهانه عاشقي، تو بي بهانه مي سوزي.
ليلي گفت: دلم زندگي مي خواهد ، ساده ، بي تاب، بي تب.
خدا گفت: اما من تب و تابم ، بي من ميميري...
ليلي گفت : پايان قصه ام زيادي غم انگيز است، مرگ من ، مرگ مجنون،
پايان قصه ام را عوض مي كني؟
خدا گفت: پايان قصه ات اشك است. اشك درياست،
دريا تشنگي است و من تشنگي ام، تشنگي و آب. پاياني از اين قشنگ تر بلدي؟
ليلي گريه كرد. ليلي تشنه تر شد.
خدا خنديد.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:28
+5
mohsen
mohsen
سلام. من mohsen هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 17:36
Danial
Danial
ای دلــبــر عــیـسـی نـفـس تـرسـایـی
خواهم که به پیش بنده بی ترس آیی
گـه اشـک زدیـدهٔ تـرم خـشک کنی
گـه بـر لـب خـشـک مـن لب تر سایی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 17:19
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ