یافتن پست: #اه

امید
امید
فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.
تولستوی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 02:34
+5
امید
امید
با تمام وجود گناه کردیم اما نه نعمت هایش را از ما گرفت و نه گناهانمان را فاش کرد.بیندیش اگر اطاعتش کنیم چه میکند!!!!!!!!
دکتر شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 02:31
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را .

ارنستو چگوارا
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 02:10
+7
-1
ali rad
ali rad
آنروزکه سقف خانه هاچوبی بود!

گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود!

امروزبنای خانه ها سنگ شده!

دلهاهمه با بنا هماهنگ شده
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:53
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
عقب بایست
میخواهم کمی با خودم خلوت کنم
تو دیگر نه تنها خودت نیستی
بلکه
مرا با خودم بیگانه کردی
باید خودم را باز یابم
کمی از من دور شو
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:40
+8
ali rad
ali rad
مردم شهری که همه در آن می لنگند

به کسی که راست راه می رود می خندند .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:33
+1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در میان گونه گونه مرگ ها

تلخ تر مرگی ست، [!]گ ها

زان که در هنگامه ی اوج و هبوط

تلخی مرگ ست با شرم سقوط

وز دگر سو٬ خوش ترین مرگ جهان٬

-زانچه بینی٬ آشکارا و نهان-

رو به بالا و ز پستی ها رها

خوش ترین مرگی ست، مرگ شعله ها ...

شعر از شفیعی کدکنی
14 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:15
+9
ali rad
ali rad
ﮐﺎﺵ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﻬﺎ
ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺠﺮﺑﻪ
ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ
ﺩﻟﺒﺴﺘﻦ ﺑﻪ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﺩ
ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺑﺎﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﻃﺎﻭﻭﺳﯽ ﺍﺳﺖ

... ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺩﺍﺭد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:10
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شب سرديست و من افسرده
راه دوريست و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
مي کنم تنها از جاده عبور
دور ماندن ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غمها
فکر تاريکي و اين ويراني
بي خبر آمد تا مرد دل من
قصه ها ساز کنم پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر ، سحر نزديک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چقدر تاريک است
خنده اي کو که به دل انگيزم
قطره اي کو که به دريا ريزم
صخره اي کو که به دام آويزم
مثل اينست که شب نمناک است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليک غمي غمناک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چقدر تاريک است
اندکي صبر ، سحر نزديک است.
.............................
پ.ن.اخ که این شعر با صدای محمد اصفهانی چی میشه
پ.ن.اخ چرا امشب دلم هوس غزل و حافظ و پیاده وری کرده؟
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:06
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در MEETING S
تا ابد چشم در راهت نهادم
شاید که باز ایی
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 23:58
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ