یافتن پست: #اه

مهسا
مهسا
این روزها همه رفیق نیــــــــــمه راه شده اند

با این تفاوت که دلیل های رفتنشان را...

در بسته های شکیل و فانتزی با محـــــــــــــبت....

تقدیمت می کنند

شیـــــــــــــــــک ترینشان روی دلــــــــــــــــــــــــــــم مانده

" دوستت دارم... رهایت می کنم فقط به خاطر خودـــــــــــــــــــــت"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:09
+6
maryam
maryam
قلبم را عصب کشی کرده ام دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد و نه از گرمی آغوشی می تپد . . . . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:05
+3
مهسا
مهسا
@ronak کاش یادت نرود در این شهر شلوغ
بین ناباوری آدمها.....
یک نفر می خواهد که تو خندان باشی
نکند بین هیاهوی جهان....
بروم از یادت...
12 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:05
+3
maryam
maryam
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد

یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .

.

.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:02
+3
ronak
ronak
چقدر دوست داشتم يک نفر از من ميپرسيد
چرا نگاههايت آنقدر غمگين است؟
چرا لبخندهايت آنقدر تلخ و بي رنگ است؟
اما افسوس که هيچ کس نبود...
هميشه من بودم?من و تنهايي پر از خاطره...
آري با تو هستم!با تويي که از کنارم گذشتي
و حتي يکبار هم نپرسيدي چرا چشمهايم هميشه باراني ست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:02
+2
مهسا
مهسا
آدم ها زود پشیمان میشوند!
گاهی از گفته هایشان،
گاهی از نگفته هایشان...
گاهی از گفتن نگفتنی هایشان
و گاهی هم از نگفتن گفتنی هایشان...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:55
+5
ronak
ronak
آه خداي بيداري هاي هميشگي...
باز تنهايم
باز مي لرزد پاي دل
باز لرزان است دست احساس
باز خواب آلودست کودک اشتياق ...
باز کفشهاي آهنين اراده ام تسليم زنگار خستگي هاست
باز افتاد جام بلور اتفاق ...و شکست ...
باز من ماندم و راهي بي عبور
چگونه قدم بگذارم بر تکه هاي شکسته ي دلم ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:51
+5
مهسا
مهسا
در خیابان دختر ها گوشی بدست
پسرها گوشواره به گوش . . . !

مادرها جلوی ماهواره بدنبال مد روز
پدرها در پی خرید سهامی پرسود
مادربزرگها پدربزرگها خفته در آسایشگاه سالمندان
و ما . . .
در پی بوی انسانیت به هر چیز و هر کس پارس می کنیم . . .!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:23
+7
saman
saman
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود

ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم!!!

کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن !

نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم

باز کسي حرفمون رو نميفهمه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 15:00
+4
sasan pool
sasan pool
قفسم را مشکن ، تو مکن آزادم ، گر رهایم سازی ، به خدا خواهم مرد ، من به زنجیر تو عادت دارم ، تو محبت کن بگذار تا عمریست ، من بمانم چو اسیری به حریم قفست .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 14:56
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ