ronak
دست هایم
این روزها بوی حافظ می دهند
تـفال که می زنم
کنعـانم
بدجـور
یوسفش را می خواهد ..
benyamin
سرخ میشوی، وقتی میشنوی: دوستت دارم
زرد میشوم، وقتی میشنوم: دوستش داری
چهارشنبه سوری راه انداختیم سرخی تو از من ، زردی من از تو همیشه من میسوزم و همیشه تو میپری . .
علـــــــــــــــــی
به سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز که ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
علـــــــــــــــــی
به سلامتی* اون پسری که وقتی* تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی*
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی ...
علـــــــــــــــــی
گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت : ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند ...
علـــــــــــــــــی
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛
فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
علـــــــــــــــــی
به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن ، ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن !
*elnaz* *
آنگاه که خداوند با تو حرف میزند
maryam
گلم :میبینی هنوز همانم، همان قدر عاشق همان قدر بی دل،هر روز که می گذرد ،نگاهت عاشق ترم می کند و لبخندت شیفته ترم ، خدا می داند که چقدر به خاطر نبودت گریه می کنم …