یافتن پست: #اه

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل ازدیدن تو سیر شود بعد برو
ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند
خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو ...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:23
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خدایا شکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر...
خدایا واقعا شکرت!
چه دنیای جالبی برای ما آدما ساختی... همه میخوان ما رو از هم جدا کنن. همه شش دانگ حواسشون به ماست که یه موقع همدیگرو نگاه نکنیم... یه وقت گوشیم دستم نباشه که دارم باهاش حرف میزنم...
خدایا شکرت... با این آدمها و این همه درد و غصه. شکرت. بازم شکرت.
یعنی اگه ما از هم جدا بشیم خیال همه راحت میشه؟؟؟...شکــــــــــــــــــــــــــــــــــر
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:13
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
خدایا! تمامی آنچه برای سال جدید از تو میخواهم،یک حساب بانکی چاق و چله است و یک هیکل باریک،لطفا اینها را مثل سال قبل با هم اشتباه نگیر!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:02
+6
fowkes
fowkes
کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه بیشتر از همه تنهاست اون رو تنها نذارید چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:52
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
وقت هایی هست که دلم جز به بودنت رضایت نمی دهد...
حالا من از کجا "تو" بیاورم؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:50
+6
*vorojak*
*vorojak*
کجایند مردان بی ادعا...!!!؟؟؟{-54-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:42
+5
ronak
ronak
امــشب بــه میــهمانی تــو می آیــم
نــه چشــمان فریــبنده ات و نــه لبــان تبــدارت را میــخــواهــم
مــرا آغــوشــی بــه وســعت دســتانت کافــی ســت ...
دلــم گــرفــته ...
غــم هــایم را بــغل کــن....
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:41
+6
یلدا

موضوع کتاب: رمان (طنز، اجتماعی)
زبان کتاب: فارسی
نویسنده: م. مودب پور

توضیحات
کتاب فوق کتابی زیبا به قلم فاخر م. مودب پور می باشد. این کتاب از نگاه طنز و با خط داستانی قوی به برخی معضلات اجتماعی پرداخته است؛ این نویسنده صاحب آثار ارزشمند دیگری همچون رمان های پریچهر، گندم، یاسمین و ... می باشد. توصیه می کنم این کتاب زیبا رو از دست ندید. [فایل]
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1391/01/12 - 12:44]
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:38
+9
ronak
ronak
به حلقه اش نگاه كرد
به عكس دخترش كه روي صفحه گوشي بود
به يك عمر زندگي شرافتمندانه
اما . . . . . اندام دختر غريبه را بيشتر از همه چيز پسنديد... !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:36
+4
mehdy
mehdy
پرسیدم تو مشتت چی داری؟

گفت: خودت نگاه کن

دستاشو گرفتم آروم باز کردم

تو دستاش چیزی نبود ...

گفتم: چیزی نیست که ...!

... دستامو که تو دستش بود فشرد گفت:

نبود ولی حالا هست

دستام گرم شد و اون لبخند زد . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:32
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ