یافتن پست: #اه

ramin
ramin
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:06
+7
ali rad
ali rad
من
بهانه ای بیش نبودم...
این را مسیر نگاهت گفت...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:05
+3
reza
reza
تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:04
+5
ramin
ramin
در اسفند ماه هر سال مردانی از سرزمین پارس به پا خواهند خواست . . . . . . . تا از پنجره ها آویزان شده و شیشه ها را پاک کنند
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:02
+6
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
از نظر انسانها سگها حیواناتی با وفا و مفید هستند

ولی از نظر گرگها، سگها گرگهایی بودند که تن به بردگی دادند

تا در آسایش و رفاه زندگی کنند!

( چگوارا)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 23:55
+6
reza
reza
تو کجایی سهراب؟؟؟ اب را گل کردند ... چشم ها را بستند .. .. و چه با دل کردند ... ... ... وای سهراب کجایی اخر ؟؟؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند .. کجایی اخر ؟؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند ... صبر کن .. قایقت جا دارد ؟؟؟؟ من هم میخواهم دور شوم از این خاک غریب ... تو کجایی اخر ......؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 23:54
+4
ali rad
ali rad
تنهایی را دوست دارم، به شرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا درباره آن با هم گپ بزنیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 23:45
+3
ali rad
ali rad
آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم ،

شاید او تنهاتر از من باشد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 23:39
+4
ayda
ayda
ن سینه‌های برجسته نیست
موی مش کرده
ابروی برداشته
لبانِ قرمز نیست
زن لباسِ سفید
... شب با شکوه عروسی
بوی خوشِ قرمه سبزی
هوسِ شب‌های جمعه
قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست
زن خون ریزی
کمر دردِ ماهانه
پوکی استخوان
یک زنِ پا بماه
حال تهوع
استفراغ
درد‌های زایمان
مادر بچه‌ها نیست
زن عصایِ روز‌های پیری
پرستار ، وقتِ مریضی
رفیقِ پای منقل
مزه بیار عرق دوره‌های دوستانه نیست
زن
وجود دارد
روح دارد
قدرت
جسارت
پا به پای یک مرد ، زور دارد
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد
زن ... همیشه ... همه جا ... حضور دارد
و اگر تمام اینها یادت رفت
تنها یک چیز را به خاطر داشته باش
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده
که بخواهد در ایران
جایِ یک زن باشد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 23:33
+7
ali rad
ali rad
گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد... نه به شکل " دوستت دارم" و یا نه به شکل " بی تو میمیرم " ... ساده شاید ، مثل :

" دلتنگ نباش، امیدت به خدا ... فردا روز دیگری ست ! "
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 23:29
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ