mah3a
من کور هستم لطفا کمک کنید ...
روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:
من کور هستم لطفا کمک کنید.
روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر آن روز، روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور صدای قدمهای خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم. سپس با لبخندی متن تابلو را برای پیرمرد خواند:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید
بهترینها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین
mah3a
یه جمــله که تــه دلـــت گـیــر کــــرده و دوس داری بـــه خدا بگـــی رو بنــــویس :
بدون تعــــارف و خجــــالـــت . . .
اولم خودم : خدایا اونی که قسمتم نیس رو سر راهم قرار نده !
arman
دوستت دارم" جمله به افتضاح کشیده شده ای است که: مردان فاحشه آن را در گوش زنانی زمزمه می کنند که تنها رسالتشان یک شب هم بستری ست... و در انتهای این هم آغوشی هر زن تنها خطی خواهد شد در انتهای چوب خطهایشان
mah3a
به نظر مي رسد زندگي مشكل نيست
بلكه مشكلات زندگی اند !!!
< حسين پناهي >
mah3a
کار خوبتو هیشکی یادش نمیمونه ! اما کافیـه یـه اشتبـاه کنـی تا یه عمر بهت می گن :تو همون آدمی هستی که اون روز ...