saeed
نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
saeed
تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست ، چون
اون فقط وسوسه ات میکنه تا اونی رو که داری از دست بدی . . .
mah3a
گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست.
ronak
برایت رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی
آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو میکنم. آرامش آرزو میکنم.
برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با خندهی کودکان.
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بیتفاوتی و ناپاکی روزگار.
بخصوص برایت آرزو میکنم که خودت باشی بایه دنیاااااااااامهربونی...........
ali rad
آشق !
از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .
ali rad
وقتى خیس از باران به خانه رسیدم، برادرم گفت: چرا چترى با خود نمیبرى؟ خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردى؟ پدرم با عصبانیت گفت: فقط وقتى سرما خوردى، متوجه خواهى شد. اما مادرم، در حالى که موهاى مرا خشک می کرد گفت: بارانی بی موقع! این است مادر!