ashkan
پیرمرده به زنش میگه بیا یاد قدیما کنیم:من تو پارک باهات قرار میزارم توبیا.
پیرمرد میره پارک یکی دوساعت طول میکشه زنش نمیاد.
میره خونه میبینه زنش داره گریه میکنه؟ میگه چی شده زنش میگه بابا نزاشت
ashkan
سربازی واسه پسرا مثه حاملگی واسه زناست. هر دو ظاهرتو خراب می کنه و هر کی میبیندمون میپرسه چند ماهته؟!
ashkan
ازلره ميپرسن ماه عسل خوش گذشت؟ ميگه خيلي.
ميگن پس چرا عروس گريه ميكنه؟
ميگه آخه يادم رفته بود ببرمش
ali rad
حکایـــــتــــــــ من
حکایت ماهی ِ تُــنگ شکسته ایست
که روی زمین دل دل می زند.....
و حکایـــــتــــــــ تو
حکایت دخترک شیطان عروسک بدستی
که نفس های ماهی را شماره میکند .....
ebrahim
نظر یک دانشمند ریاضیدان را درباره زن و مرد پرسیدند...
جواب داد:
اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند، پس مساوی هستند با عدد یک (=1 )
اگر دارای (زیبایی) هم باشند، پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم (=10)
اگر (پول) هم داشته باشند، دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم( =100)
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند، پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم( =1000)
ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق)، چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست!
پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت!
ali rad
هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم…!
کوچه ها را بلد شدم…
خیابانها را بلد شدم…
ماشینها را، مغازهها را،
… رنگهای چراغ قرمز را…
ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم
آدمها را بلد نیستم