ronak
فراموشکار شده ای،
یادت می رود گــــــاهی ،
من، همان " بانوی شعر هایت "هستم، ....
با همان موهای بلند و دست های سپید،
نگاه کنــــــــ . . .
ronak
قطار مي رود
تو مي روی
تمام ايستگاه مي رود
و من چقدر ساده ام . . . كه سالهاي سال در انتظار تـــو
كنــــــار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته تكيه داده ام
رضا
غم تنها ترین تنهای دنیا
تویی زیباترین زیبای دنیا
تو مثل امید یک قناری
قراری بر دل هر بی قراری
منم یلدای بی پایان عاشق
تو بودی مرحم زخم شقایق
تویی لالایی خواب خوش آواز
بالم را مشکن در اوج پرواز
نگاهت را می پرستم ای نگارم
فدای تار مویت هر چه دارم
ronak
زیـــــن پس تنها ادامه میدهم...
در زیر بـاران حتی
به درخواست چتر هــم جواب رد میدهم
می خواهم تنهاییــــ ـم را به رخـــــ این هوای دو نفره بکشـم...!
...باران نبــــــــــار من نه چتر دارم نه یار...
نبار لعنتـــــــــی "من" دیگــر "مــــــــــا" نیستم........
sasan pool
مترسک گفت : گندم تو گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند ، وگرنه من تشنه عشق پرنده ای بودم که سهمش از من گرسنگی بود ......
amirreza
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
ronak
دیدن عکست تمام سهم من است
از "تـــــــــو " ...
آن را هم جیره بندی کرده ام
تا مبادا
توقعش زیاد شود!!
دلـــــــــــــــــــــ است دیگر . . .
ممکن است فردا خودتـــــــــ را از من بخواهد!!
ronak
نه چتر با خود داشتی، . . .
نه روزنامه، . . .
نه چمدان که عشقت شدم ...
از کجا باید می دانستم که مسافری؟!!
ronak
قله اي كه چند بار فتح شود
تفريحگاه عمومي خواهد شد
مواظب دلت باش!♥
ronak
درد ِ دل.....کـه می کنــی .. ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری درِ سیـنی و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد ... بــردارنـد ... تیــز کننــد ... تیــغ کننــد ... و بــزننـد بـه ....روحـت.........