یافتن پست: #اه

ronak
ronak
عـزیـزم مـیـای بـا هـم بـرقـصـیـم..........هـاهـا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 12:03
+3
parham
parham
و من برم تا مامان نکشتتم برم ادامه ی خونه ت[!]
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 11:43
+5
asal
asal
سلام. من asal هستم، از اعضای جدید ... :)
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 09:15
+8
ehsan
ehsan
اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند،

رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟

دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !

برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:21
+3
ehsan
ehsan
شب همگی بخیر.....حتی شما دوست عزیز که خودتو میزنی به اون راه یعنی پستای منو نمیبینی:d
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:17
+3
ehsan
ehsan
شب همگی بخیر.....حتی شما دوست عزیز که خودتو میزنی به اون راه یعنی پستای منو نمیبینی:d
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:14
+2
حمید
حمید
کلمات انگلیسی با تعبیر فارسی! ( بسیار خنده دار ) (ادامه مطلب در دیدگاه){-26-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:13
+2
حمید
حمید
دیشب چشم هایم را بر هم گذاشتم و آرزویی در دل کردم
آرزویی هر چند بچه گانه
هر چند از روی دل
هر چند می دانم ممکن است به آرزویم نرسم
ولی حتی اگر به آرزویم نرسم٬
من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کنی با تو هستم و خواهم بود
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد
همیشه در دلم خواهی ماند
جایی که جای هیچ کسی نیست بجز تو
و هیچ کسی نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد…
نگاه معصومت در یاد من همیشه جاوید است
برای همیشه…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:06
+2
parnian
parnian
سال 1391 تو تاکسی
راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟…
مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم!
راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!…
مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می‌آم! روزی صدهزارتومن گرون می‌شه! شما دویست تومن گرونش کردین؟!
... راننده: خانوم کرایه‌ش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفه‌ش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم.
یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو می‌بری بالا! بده بهش بره. من حساب می‌کنم!
راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات!
مسافر درو محکم می‌بنده، می‌گه: برو گم شو! داهاتی!
راننده یه آهی می‌کشه می‌گه: ببین چجوری جلو این همه مسافر من‌و سکه‌ی بهار آزادی یه پولم کرد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:04
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ