یافتن پست: #اه

مهسا
مهسا
حیف نون 4 تا زن داشته، می ره آفریقا، برگشتنى با خودش یه زن سیاه پوست میاره. ازش می پرسند این دیگه کیه؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه ایام محرم آوردم!{-54-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:41
+7
امید
امید
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت
تازه فهمیدم
گاهی هرگز نرسیدن
بهتر از دیر رسیدن است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:41
+6
امید
امید
یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه
بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می‌دونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
ronak
ronak
روباهی به زاغی گفت : چه دمی ، چه سری ، عجب پایی !

زاغ عصبانی شد و گفت : بی‌تربیت ! خجالت بکش

اون موقع من کلاس اول بودم . حالا شوهر دارم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:31
+7
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
اگر بخواهم صادق باشم
ديگر
به
دنبال کسي که درکم بکند نيستم !
من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم
تا روي
پا هاي خودم بايستم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:25
+3
ebrahim
ebrahim
می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است.
پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند.
بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند.

خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و ...... .

چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور.
گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند.

سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:24
+6
ebrahim
ebrahim
کی گفته زبان فارسی آسونه ؟
حالا جاهای خالی رو با (بله) یا (خیر) پر کن تا بفهمی:
.......من مغز ندارم. .......من احساس ندارم. .......من یه احمقم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:23
+7
parham
parham
گاز چیست ؟

اوج محبت حیف نون به همسرش که گاهی موجب قطع عضو می گردد !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:14
+4
parham
parham
وقتي كه عراق به ايران حمله كرد يك خبرنگار خارجي با يك داش مشتي در تهران مصاحبه ميكرد.
خبرنگار: آقا ممكن بگيد چرا بين شما و عراق جنگ شده؟
داش مشتي: والله اونا ۱۲۴ هزار پيغمبر و ۱۲ امام به ما قالب كردند ما حرفي نزديم الان ما داريم يه امام به اونا قالب ميكنيم اين الم شنگه را راه انداختن.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:11
+4
ebrahim
ebrahim
میانگین سرعت اینترنت در افغانستان ۸ رتبه، عراق ۱۰رتبه، مغولستان ۱۲۰رتبه و قرقیزستان ۱۱۵رتبه بالاتر از ایران است :)

[ستاد قدرداني از عمه، مادر، خواهر و نوامیـس وابسته ی وزیر ارتباطات]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:58
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ