یافتن پست: #اه

aB'Bas S
aB'Bas S
يه روز يه تركه خودشو تو آينه ميبينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟ بعد از يه ساعت فكر كردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه كه امروز تو آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 19:18
+6
ronak
ronak
زندگی مجردی ومتاهلی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 19:08
+5
ayda
ayda
بگذار آنچه از دست رفتنیست از دست برود...!!

من آنچه را میخواهم که به رنگ التماس آلوده نباشد...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 19:07
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
یادت باشد فرقی نمیکند
تو دل ببری یا من دل ببازم
اگر حکم ، حکم دل نباشد
دیر یا زود یکنفر خواهد برید.....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 19:06
+7
mehdi
mehdi
غيرتي شدن : هارت و پورت كردن و گير دادن و جاسوسي كردن نيست، غيرت يعني : زن مورد علاقه ات هيچ وقت احساس تنهايي و بي پناهي نكنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 17:41
+5
mehdi
mehdi
من برای "تنها نبودن" ، آدم های زیادی دور و برم دارم ، آن چیزی که ندارم ، کسی برای "باهم بودن" است!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 17:37
+3
ronak
ronak
گاهی دلم از هر چه آدمی است می گیرد ...!

گاهی دلم دو كلمه حرف مهربانانه می خواهد ...!

نه به شكل دوستت دارم

و نه به شكل بی تو میمرم ...!

ساده مثل :

دلتنگ نباش ...فردا روز دیگری ست !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 17:22
+8
parham
parham
کارتونی که از بچگی پدر مادرمون تا الآن باهامون بوده!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 17:15
+6
ronak
ronak
غضنفر با مسئول آزمایشگاه دعواش میشه میگه: ا ن م و بدین میخوام برم{-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:53
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
***** ايـــــــنو از دســـــت نـــــديــــــن *****

فی ربیع العام الماضی کنا قد ذهبوا جمیعا للحج
حین یعود، وفتاة جمیلة النوع الذی کان معنا.
کان قلبی التسول لی :
... ... ... “اذهب، وقل لها أحبک….. لها أیا کان یرید أن یکون، یکون! وماذا یرید أن یقول، ویقول”!
قلت لقلبی سرا، وأنا سمعت هذا فی الرد :
“بوی! کیف أنت جاهل! جئت للحج أو للغمز؟”
.
.
.
In spring last year we were all gone for pilgrimage
While back, pretty and kind girl who was with us.
My heart was begging me to:
“Go, tell her I love her ….. whatever wants to be, be! and what wants to say, say!”
I told my secret heart, and I heard this in response:
“Boy! how you’re ignorant! you come for pilgrimage or to ogle?”
.
.
.
و ترجمه فارسي:

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت
برگشتنی یه دختر خوشگل با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون میومد
به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت
میگفت بروووو بهش بگوووووو
آخه دوسش دارم
میگفت بگو
هرچی میخواد بشه بشه هرچی میخواد بگه،بگه!
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم:
تو زواری!پسر!چقدر نادون
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:53
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ