یافتن پست: #اه

ronak
ronak
غضنفر تو اتوبوس كبريت ميخواسته به بغلي ميگه :
اسمت چيه ؟
: يوسف
: به به، شغلت چيه؟
: زنبور دار
... ... : به به ، كجا ميري؟
:اهواز
: عجب جايي! ببخشيد كبريت دارين؟
: نه
: نه و نكمه ، يوسف هم شد اسم ! ... پشه باز، سگ توي اين گرما ميره اهواز!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:46
+5
alireza
alireza
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:44
+5
ronak
ronak
بیماری یخچال گرایی نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال
می‌کند،در حالی‌ که نه تشنه است،نه گرسنه است،و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد این بیماری به وفور در میان متولدین دهه‌های ،۶۰ و ۷۰ به چشم می‌خورد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:44
+3
ronak
ronak
بعضی از پسرا رو که میبینم دلم میخواد بهشون بگم:
خوشگل خانوم کدوم آرایشگاه میری ...؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:43
+4
ronak
ronak
از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:34
+3
mehdy
mehdy
... و عشق هيچ گاه به معناي رسيدن نيست :
مي توان "عاشقانه" عاشق بود ولي به معشوق نرسيد...
چرا كه عشق به تنهايي مي تواند از خود دفاع كند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:29
+2
ronak
ronak
يه عاشقي از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:19
+2
ronak
ronak
تو يكي از دهات ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:15
+2
پریسا
پریسا
مناجات يه لره با خدا : خدايا ما حال نداريم به راه راست هدايت بشيم خودت راه راست و به سمت ما كج كن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:14
+4
ronak
ronak
يه مسئولي داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:12
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ