یافتن پست: #اه

حمید
حمید
در SMS
دنبال واژه نباش.کلمات فریبمان میدهند....
وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش میرود فاتحه ی بقیه ی حروف را باید خواند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 13:08
+3
حمید
حمید
در SMS
انگار که شاهرگ احساسم را زده باشی …
بند نمی اید دوست داشتنت .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 13:07
+2
حمید
حمید
در SMS
می خواهم اعتماد کنم اما بد جایی دنیا آمده ام ... زمین ؛ جایگاه مارهای خوش خط و خالی بود که هر روز نیشم می زدند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 13:06
+2
حمید
حمید
در SMS
عیبی ندارد،باز هم خودت را بزن به آن راه!

خودت را که به آن راه می زنی

میخواهم تمام راه های دنیا خراب شود !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 13:05
+2
حمید
حمید
در SMS
اینجا آسمان صاف تا قسمتی رومانتیک، همراه با غبار دوستی است

توده ای سلام به سمت شما در حرکت است

و احتمال ریزش بوسه دور از انتظار نیست !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 13:01
+3
حمید
حمید
در SMS
تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ، راهی برای عبور هست …

ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا . . . ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:59
+3
حمید
حمید
در SMS
دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم/هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم
آفتابا به سر عاشق دلخسته بتاب/تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:58
+3
حمید
حمید
در SMS
متاسفانه توی قرن ۲۱ اسکل به کسی‌ گفته میشه که قلبی پاک و بی گناه و مهربون
داره . آدم فروش و نا رفیق نیست و از پشت خنجر نمیزنه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:57
+1
mina_z
mina_z
یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…
مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…

مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی
میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا…
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:36
+4
mina_z
mina_z
آن چنان صبورانه عاشقت شدم
و زیر درگاه خانه‌ات،
به انتظار گردش چشمانت نشسته‌ام
که نسیم هم حسودی می‌کند!
پیدا که می‌شوی
سرانگشتانم مست می‌شوند
سبز می‌شوند
من امشب
پروانه‌هایی را که
از دریچه‌های بارانی چشمانت پرواز کردند،
گردهم آوردم تا ببینند
که من دیوانه تو هستم
و چشم بسته کنار خیالت زندگی می‌کنم
@arash_fa
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:31
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ