یافتن پست: #اه

mina_z
mina_z
یارو ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. یارو هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:10
+4
سیمین
سیمین
وقتی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش ، نفسم قطع ، روحم در آسمان و بدنم زیر خاک باشد !
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 14:07
+4
رضا
رضا
من و تو مي دانيم درد و رنج و غم و اندوه ،همه در گذرند آنچه مي ماند و زيباست وفاي من و توست تا كه قلب تو نشد خاطر جمع،به كسي زود مگو من تو را مي خواهم، دوستت دارم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 12:20
+2
hadith
hadith
خوابگردی مشوش ام که از بام رویاها بر سنگفرش زندگی سقوط کرده ام کوفته شد تنم از این همه نزول اما چه باک که به حقیقت رسیده ام...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 02:01
+5
-1
مهسا
مهسا
گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...! گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ...! ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:49
+5
ronak
ronak
ازين تصميم بيهوده چه چيزي قسمتم بوده نگو با من ازين خواستن كه حسرت همدمم بوده چه فهميدي ازين گريه چي خوندي از نگاه من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من تواين تصميم بيهوده نشو تكرار دلشوره اگه حتي نگاه تو منو ميخوادُ مجبوره فراموشم شده روزي كه بودم به تو وابسته توي حرفام غم دنياست چقدر دلگيرمُ خسته تو خواهش ميكني اما نميتونم كه برگردم من از دست رفتمُ انگار نميبيني پُر از دردم كجاي گريه هاي من رسيدي تو بداد من نبودي تو براي من نبودي تو به ياد من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:21
+4
ronak
ronak
تورو حتي تو روياهام نديديم ولي چند وقتِ جات خاليه پيشم نديدمت چه احساس بديه نديدمُ برات دلتنگ ميشم فقط بگو كدوم هفته كدوم روز كجا منتظر برگشتنت شم ميخوام كاري بدم دست خودم كه خودم بهونه اومدنت شم سپردي دست كي پيراهنت رو كه چند روزه برام نمياره چه بوي نيـلوفري ميپيچه اينجا اگه اين باد سرگردون بذاره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:20
+4
hadith
hadith
شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …. کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت بی نقاب باش،گاهی فقط شبیه خودت …. همیــن …
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:20
+3
ronak
ronak
ازين راهرو يك نفر رد شده كه عطرش همونه كه تو ميزني براي به زانو در آوردنم تو از مرگ حتي جلو ميزني ازين راهرو يك نفر رد شده مثه وقتايي كه تو ناراحتي نفس ميكشم با تمام وجود عجب عطر خوبي زده لـعنتي .. يجوري دلم تنگ ميشه برات محاله بتوني تصور كني گمونم نميتوني حتي خودت جاي خاليتُ تو دلم پُر كني صدات ميكنم تا همه بشنون جواب صدام غير پژواك نيست من اُنقدر شكسته م حس ميكنم كه هيچ ارتفاعي خطرناك نيست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:18
+3
ronak
ronak
پروردگارا : به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:16
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ