یافتن پست: #اه

gamer
gamer
تفكر عمیق غضنفر : اگر ادیسون نبود باید در تاریكی تلویزیون نگاه می كردیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:27
+5
zahra
zahra
آدمهای ساده رو دوست دارم. همان ها که بدی هیچ کس رو باور ندارن. همون ها که برای همه لبخند دارند. همون ها که همیشه هستند، برای همه هستند. آدمهای ساده رو باید مثل یک تابلوی نقاشی زيبا ساعتها تماشا کرد؛ عمرشون کوتاه ست. چون بعضي ها كه نميخوان با اين خصلت زيبا آشنا باشند با خيال زرنگ بودن یا ازشون سوء استفاده می کنن یا زمینشون میزنن یا درس ساده نبودن بهشان می دهد. آدم های ساده را دوست دارم. بوی ناب “آدم” می دهند .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:26
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:25
+5
gamer
gamer
تفكر عمیق غضنفر : اگر ادیسون نبود باید در تاریكی تلویزیون نگاه می كردیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:25
+6
mina_z
mina_z
خدایا من همان هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشم همونی که وقتی دلش میگیره و بغضش می[!] میاد سراغت من همونی هستم که همیشه دعاهای عجیب و غریب میکنه و چشماشو و میبنده و میگه : من این حرفا سرم نمیشه باید دعاهامو مستجاب کنی همونی که بعضی وقتا لج میکنه و گاهی خوودشو برات لوس میکنه همونی که گاهی وقتا پشت سر مردم حرف میزنه گاهی بدجنس میشه و البته گاهی هم خودخواه گاهی هم ...... یادت میاد من کی هستم یادت اومد خدایا؟ فقط تویی که میتونی بگیری دستمو ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:22
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتمدندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده ... اومدم حسابشوبرسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟! پَ نه پَ گفتم دکتری ... یکم نصیحتش کنی بلکهبه راه راست هدایت شه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:15
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفته بودم اهدای خون مرده میپرسه می خوای خون بدی پـَـَـ نــه پـَـَــ… اومدم نون خشکبدم جوجه بگیرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:14
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
نه واقعا یکی بیاد به من بگه ماهااا چرا اینقدر باحال بودیم :)) مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم سطح تفریحاااااتمون این بوده :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:12
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
شمعهای ماشینم سوخته,رفتم تعمیرگاه…میپرسه عوضشون کنم؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ فوتشونکن تا صد سال زنده باشی.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:12
+3
امیرحسین
امیرحسین
حتما حتما حتما بخونید: شرافت به پول نیست مردانگیم به اندام نیست: دیروز میدان نبوت پشت چراغ قرمز بودم یه ماشین شاسی بلند حدود 100 میلیونی کنارم بود یه دخترک خیلی محترمی داشت به ماشینا گل میفروخت شیشه ماشینارم دستمال میکشید.به این ماشین گرونه که رسید طرف زود شیشه رو داد بالا دختر اومد شیشه تمیز کنه یارو شیشه رو داد پایین داد زد که الان کارواش بودم کثیفش کردی دست نزن...دختر اومد یه 5هزار تومنی انداخت تو ماشین گفت این پول کارواشت اگه بیشتر شد فردا بیا باقیشو بگیر امروز اینقدر کار کردم.چراغ سبز شد هر ماشینی که از کنار یارو رد میشد یه بوق یه نگاهه معنیدار بهش میکرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:10
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ