رضا
برای عشق تو باید چه کار می کردم چگونه باز دلت را شکار می کردم چگونه از تب گرم نگاه گیرایت به کنج سرد غرورم فرار می کردم اگر خدا نفس ات را به روح من می داد تمام سال هوا را بهار می کردم چه می شد آه همان شب یواشکی خود را درون پیرهنت استتار می کردم تپش تپش ضربان دلت به من می خورد کنار تو به خودم افتخار می کردم اگر که شعر مجال نفس کشید داشت تو را برای ابد ماندگار میکردم
محمد حسین هذبی
پسره میگه من عاشقتم میخوام باهات ازدواج کنم. دختر: خونه داری؟ نه... دختر حرفشو قطع میکنه: بی ام و داری؟ ... نه... ... ... ... ... چقدر حقوق میگیری؟ پسر: حقوق ندارم آخه... دختر: برو گمشو چی فکر کردی به من پیشنهاد دادی؟ و میره پسر با خودش می گه: من چندتا ویلا دارم خونه واسه چی؟ یه پورشه با بنز دارم بی ام و دوست ندارم. چجوری حقوق بگیرم وقتی خودم مدیر شرکتم؟ و اینگونه بود که پسر رفت و دختر تـــــُـــرشید
Pedram
فقط بخاطر مردم تغییر نکن، این جماعت هر روز تورا جور دیگری می خواهند ...
Pedram
بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند، اما هر دو به زیبایی جنگل کمک میکنند. هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن ...
Pedram
آیا میدانید که دلفینها آنقدر باهوشند که در طی چند هفته میتوانند انسانها !!! را طوری تربیت کنند تا روی لبه استخر بایستند و برای آنها ماهی پرت کنند؟.
رضا
دستم نمی رسد که تو را دست چین کنم، این شاخه هم که خر شده سر خم نمی کند.........................