امین
كامپيوتر داشت كار ميكرد كه يِيهو دود سياهي از پشتش زد بيرون ! ميگه : كاميپوترت سوخت ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ يه برنامه مونده بود سر دلش ، آروغ زد رفلاكس شد ! .
ebrahim
دختره تو وضعیت تاهل زده متــأهل .. عكساي عروسيشم گذاشته توي آلبومش بعد زیرش تو درباره من نوشته : Very Sexy & HOT يعنـــي ریــــــــدم تو وضعیت تاهل خودت با اون شوهرت با اون بنیان خانواده ای که تو یه وَرشـی زنيـكـه لاشـــــي !
محسن رضایی ناظمی
اهل دانشگاهم رشته ام علافیست جیبهایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب. اهل دانشگاهم قبلهام استاد است جانمازم نمره! خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست من نمیدانم که چرا میگویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست! ((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)) باید از آدم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید! وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم من به گور پدر علم و هنر خندیدم! کار ما نیست شناسایی هردمبیلی! کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی! کار ما شاید این است که مدرک در دست فرم بیگاری هر شرکت بیپیکر را پر بکنیم (شاعر: مجهول)
محسن رضایی ناظمی
از حیف نون میپرسن شیری یا روباه؟ میگه مگه خر چشه؟