یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/19 - 12:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حس نوشتن دارم و یک دنیا حرف

اما این بار واژه ها حقیرند برای بیان فریاد دلم

پس : سکوت خواهم کرد شاید وجدان تقدیرم به درد بیاید

فقط شنیدنی ترین و خواندنی ترینش آخرش است

وآخر نوشته من این شد :

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید و می کوبد

اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید

این منم
دیدگاه  •   •   •  1393/02/19 - 12:00
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

armin 2afm
اعلام کرد دیگه هیچ اهنگی نمیخونه چون :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.ازوقتی تن تاک خریده مشکلش با دخترها حل شده

دیدگاه  •   •   •  1393/02/19 - 11:24
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

خدااا !!
مگه دنیارو نیاف[!] تا بنده هاتو امتحان کنی ؟؟؟
نگاه کن !...
خیلیا اینجا دارن تقلب میکنن ...
بعضیا خیلی راحت دل میشکونن ...
بعضیا روزشونو با یکی میگذرونن شبشونو با یکی دیگه ...
یه عده خیلی راحت دروغ میگن ...
بعضیا خواب بقیه رو میگیرن ولی خودشون راحت میخوابن ...
بعضیا با حرفاشون اشک آدمارو در میارن ...
خدایا پس چرا ساکتی ؟؟

دیدگاه  •   •   •  1393/02/19 - 11:15
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 22:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مشاعره‌ در کلاه قرمزی 91
فامیل دور: چی بگم؟!
آقای مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!
فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!
آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.
پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود... خوبه؟!
فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم...
آقای مجری: این دیوونم کرد از دست این دره!
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
ببعی: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی، ز بامی که برخاست، مشکل نشیند، ببببعععع! عین بده...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!!!

دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 22:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 22:08
+2
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 22:02
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺘﻦ ،
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻭﺍﻕ ﻭﺍﻕ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﺸﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺳﺮﺍﻍ ﺳﮕﯽ ﮐﻪ
ﺻﺪﺍﺵ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﺎﺩﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﺳﮕﺶ !
خلاصه ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ و ﯾﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺁﻭﺭﺩ
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺭﻣﯿﺎﺭﻩ:
دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 21:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فامیلا فوت کرده بود!
سر مراسمِ خاکسپاری بودیم
که یکی دیگه از فامیلا همین جوری که داشت گریه میکرد
یهو گفت سابقه نداشت ابراهیم بمیره :|
دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 21:53
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ