یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
5 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
4 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:49
+4
mary jun
mary jun
دیگر ن اشک هایم را خواهی دید
ن التماس هایم را
و ن احساسات این دله لعنتی را ...
ب جای آن احساسی ک کشتی
درختی از   "   غرور   "   کاشتم ....
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:41
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ما میدانیم که حجم یک اتم اکثرا از فضای خالی تشکیل شده است. حال سوال اینجاست که اگر اتم ها اکثرا از فضای خالی تشکیل شده اند، آیا ماد نباید از ماده عبور کند؟ آیا نباید دست من از میز عبور کند؟

آنچه که یک جسم را سخت میسازد، ذرات بنیادی نیست. بلکه میدانهای الکتریکی بین ذرات است. دست من از میزم عبور نمیکند چرا که الکترون های دست من دفع الکتریکی میز را احساس می کند. و همین دفع الکتریکی مانع عبور دست من از میز میشود.

و باز اتم های میز است که مانع عبور دست من و یا شی از میز میشود. فضای خالی بین هسته و الکترون نقشی در استحکام ساختمان ماده ندارد، بلکه میدانهای الکتریکی چنین نقشی را دارند. به همین دلیل این میدانها نه تنها جسم مادی را می سازند، بلکه ساختمان ماده را حفظ می کنند.

2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

معنا و ریشه ی باستانی اعداد فارسی:

یک (از ریشهً اَاِو-ک یعنی ساده، مترادف ائن و وان در زبانهای ژرمنی).

دو (توو، نیرومند، دو لایه، کوهان دار).

سه (ثری، سه شاخه).

چهار (چخر، تعداد پره های یک چرغ یا تعداد چرخهای یک ارابه، به مثابه فیرای ژرمنی که اشاره به تعداد پاهای گوسفند=فور است).

پنج (پی و اساس شمارش، به الهام از پنجهً دست).

شش (خشوشی، خوشی داشتن معادل [!] یعنی مادی و جنسی درزبانهای ژرمن).

هفت (سفید و نورانی و قدسی).

هشت (اشتَ، خورد و خوراک، معادل و مترادف اوتّا در زبانهای ژرمن)،

نُه (نی-او-ئیتی، در پایین قرار گرفته، معادل و مترادف نیو در زبانهای ژرمن).

دَه (عدد ایستادن، عدد انتهای واحد شمارش معادل تیّو و تِن در زبانهای ژرمن).

صد (سد کردن و بستن بسته شمارش، معادل هوندرا زبانهای ژرمن با دست سد کردن، بستن شمارش).

هزار (هزَ-ن-گرو، با هم استوار، کامل معادل تقریبی توسِن به زبانهای ژرمن عدد بزرگ و سرکش انتهایی ).

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:26
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر چی بیشتر این ماهواره رو زیر و رو می کنم
بیشتر به این نتیجه میرسم که:
مدیونم اگه یه آلبوم ندم بیرون
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:12
+4
fereshte
fereshte
دختر:دوست دختر جدیدت خوشکله؟(تو دلش:آیا واقعا از من خوشکلتره   پسر:آره خوشکله(تو دلش:اما تو هنوز زیباترین دختری هستی که من میشناسم   دختر:شنیدم دختر شوخ طبع وجالبیه( درست اون چیزی که من نبودم  پسر: آره همینطوره(ولی در مقایسه با تو اون هیچی نیست  دختر:خب پس امیدوارم شما دوتا باهم بمونید(کاش ما دوتا باهم میموندیم)  پسر:منم برات آرزوی خوشبختی دارم(چرااین پایان رابطه ی ما شد؟  دختر:خب...من دیگه باید برم(قبل ارینکه گریه ام بگیره  پسر:آره منم همینطور(امیدوارم گریه نکنی   دختر:خداحافظ... ( هنوز دوست دارم و دلم برات تنگ میشه  پسر: باشه خداحافظ (بخدا ک هیچوقت عشقت از قلبم بیرون نمیره...هرگز )                      کاش ما آدما حرف دلمونو میزدیم....
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بارون
من و خیابون
خیالت نمیزاره که بشم آروم
با اون
میزنی آروم قدم
تا اون ندونه عاشق منم
بارون
من و خیابون
خیالت نمیزاره که بشم آروم
با اون
میزنی آروم قدم
تا اون ندونه عاشق من
پرسه های ما زیر نور ماه
من وتو باهم
دست تو دست هم
برقه اون نگات همه خاطرات
رفته باز به باد

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی پسر !!! که کار امروزت بازی با دل دختراست ...

و دیدن اشکاشون حس شاخ بودن بهت میده ...

فردا پدر خواهی شد !!!

اشکهای دخترت کمرت را میشکند !
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:33
+4
mary jun
mary jun
آیینه پرسید چرا دیر کرده است؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقیقه ای تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد شده است
شاید قرار تغییر کرده است
خندید ب سادگیم آینه
و گفت : احساس پاک تو را
زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگو
گفت خوابی سال ها دیر کرده است
در آیینه ب خود نگاه می کنم آه
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
گفت آینه ک منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:26
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ