♥ نگار ♥
وضعیتم اینطوریه که :
قبل از حموم رفتن یه لیوان آب میوه پر میکنم و میذارم روی میز و بعدش میرم دوش میگیرم و میام بیرون!
اونوقت یهو با تعجب به لیوان روی میز نگاه میکنم و میگم: عــــه! مرسی عزیزم بازم که برام آب میوه گذاشتی! و…با لذت خاصی میخورم!
mary jun
بگذار خورشید ب خود بنازد
مردم این شهر چ میدانند این ک نامش را " صبح " گذاشته اند
همان شب است ک رنگش پرید
وقتی چشمان سیاهت را باز میکردی ..
mary jun
قلبم را عصب کشی کرده ام
دیگر ن از سردی نگاهی میلرزد
و ن از گرمی آغوشی می تپد