یافتن پست: #اه

محمد
محمد
خدایا...!
خواستم بگم تنهام اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد...!
چه کسی بهتراز تو...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/2 - 00:00
+6
محمد
محمد
معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگست!
گاهی معذرت خواهی یعنی اون رابطه بیشتر ازغرورت برات ارزش داره
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 23:59
+6
محمد
محمد
انسان شدن رو همه بلدن
مهم اینه که بتونی انسان بمونی!!!
حالا خیانت رو هم همه میتونن انجام بدن
حتی شده به یک نگاه به نامحرم.
ولی مهم اینه که نخوای خیانت کنی...
ینی اینقد مقام باشی که اگه بخوای هم
خودت به خودت اجازه ندی.
.
به نسلی که از تو خواهد آمد کمی فکر کن
انسان باشیم
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 23:55
+6
محمد
محمد
زندگی مانند کتاب است بعضی فصل ها شاد بعضی فصل ها غمناک و بعضی دیگر هیجان انگیزند با این وجود اگرفصل ها را ورق نزنید هرگز نخواهید فهمید که فصل بعد چگونه است
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 23:50
+6
melika
melika
اعترافه یکی از بچه ها
اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت، یه روز که طرف اومده بود عربده کشی تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام، رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو نه نگاه بم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد ، منم سه پیچش شدم ، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 20:34
+6
melika
melika
وایساده بودم می خواستم تاکسی بگیرم .
موبایلم و در آوردم ساعت و نگاه کردم .

تاکسی که بوق زد هول شدم و گفتم 10 و 33 دقیقه !
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 20:27
+5
melika
melika
اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای ...
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 20:00
+5
melika
melika
می خواهم برگردم به روز های کودکی ان زمان ها که: پدر تنها قهرمان بود عشق تنها در اغوش مادر خلاصه میشد بالا ترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود بدترین دشمنانم خواهر و برادر هایم بودند تنها دردم زانو های زخمی ام بودند تنها چیزی که میشکست اسباب بازی هایم بود و.... معنای خداحافظ.تا فردا بود
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 19:40
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یارو پى ام داد میشه خواهش کنم پیجمو لایک کنى؟
گفتم عاره خواهش کن!
زد بلاکم کرد...
ملت مریض شدن اصن :|
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 19:13
+6
mohammadsh91
mohammadsh91
سلام بچها من ی عمل سخت دارم تواین ماه برام دعاکنید
6 دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 17:27
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ