یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و...
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:51
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دلم از نرگس بیمار تو  بیمارتر است
چاره کن  دردکسی کز همه ناچارتر است
من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن
که زمژگان سیاه تونگون سارتر است
گر توام وعده ی دیدار ندادی امشب
پس چرا دیده ی من از همه بیدارتر است
هر گرفتار که در بند تو می نالد زار می برد
حسرت صیدی که گرفتار تر است
عقل پرسید که دشوارتراز مردن چیست
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:50
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

که مرا از پس دیوانگیم می فهمید

و خدا می داند

که سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:49
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گویند جای هیچ اکراه نیست
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود
خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دلم سخت گرفته است ...


می دانم پشت پنجره ایستاده ای ....


صدایم کن... صدایم کن ....


در لحظه ای فرو خواهم ریخت ....


صدایم کن ....


دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیا بیدار بی تابم
دلم آغوش میخواهد

تنم تن پوش می خواهد

ببین دستان سردم را 

بپرس احوال قلبم را

ببوس امشب لبانم را

که او هم نوش می خواهد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:45
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل ،
این سقوط ناگزیر آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف ابرهای سر به راه ،
بیدهای سر به زیر ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان !
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر ! آیه آیه ات صریح ،
سوره سوره ات فصیح ! مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر مثل شعر ناگهان ،
مثل گریه بی امان مثل لحظه های وحی ، اجتناب ناپذیر ای مسافر غریب ،
در دیار خویشتن با تو آشنا شدم ، با تو در همین مسیر ! از کویر سوت و کور،
تا مرا صدا زدی دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر ! این تویی در آن طرف ،
پشت میله ها رها این منم در این طرف ، پشت میله ها اسیر دست خسته ی مرا ،
مثل کودکی بگیر با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر !

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:41
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

در جهان قصه کوتاهی دیوار مخور
حسرت کاخ رفیقو زر بسیار مخور
گردش چرخ نگردد به مراددل کس
غم بی مهری مردم بی عار مخور

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:40
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ترسم آخر ز غم عشق تو دیوانه شوم / بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم
آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب / نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
                                                                                                                            دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم


بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:36
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ