یافتن پست: #اه

sasan pool
sasan pool
توی برنامه شبکه بازار رفته بود توی این مغازه ها که آب آبغوره و لیمو میگیرن طرف گفت این شیشه های سرکه انگور ما 4 ساله هست من حالا نمیدونم واقعا سرکه بود یا نه ولی خدا منحرفین به راه راست هدایت کنه.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 22:01
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ " ﺟﻦ ﻫﺎ" ﻋﻼﻗﻪ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ شبها وقتی شما خوابید رو ی مبلهای دور ورتون بشینن و تا صبح نگاتون کنن ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ "ﺟﻦ ﻫﺎ" ﻋﻼﻗﻪ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ شبهاﺍز زیر تخت وقتی می خواید برید آب بخورید یا دستشویی پاتون و بگیرن ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﺟﻦ ﻫﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ شبهاﺍﺯ توی کمد دیواری که درش نیمه باز هست با یه چشم بهتون تا صبح نگاه کنند ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﺟﻦ ﻫﺎﻋﻼﻗﻪ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﺎﻻﻱ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻮﺭﺏ ﺟﻠﻮ ﺑﻴﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻨﺪ آیا میدانید من عمه ندارم ولی میتونید به روحم فوش بدید؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:47
+5
be to che???!!
be to che???!!
ﯾﮏ دﻗﯿﻘﻪ زل زدن در ﭼﺸﻢ زﯾﺒﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟

اﻓﺘﺨﺎر ﻧﺎز ﭘﯿﭻ و ﺗﺎب ﻣﻮﻫﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺣﺎل ﭼﻮن آراﻣﺸﺖ ﺳﻬﻢ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮ ﻣﻦ اﺳﺖ

ﻏﺮق ﮔﺸﺘﻦ در ﻫﺠﻮم ﻣﻮج ﻏﻤﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮداري ز ﻣﻬﺮت ﺣﻖ از ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮان

ﺑﺴﺘﻪ اي از ﻏﺼﻪ ﻫﺎ و درد و دﻋﻮاي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ذوق ﺷﻌﺮ آﻧﭽﻨﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ در ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻦ

ﺣﻖ ﻣﺎﻧﺪن ﺑﺎ ﺗﺐ داغ ﻏﺰﻟﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﻣﻬﺮ در ﮐﺎﻧﻮن ﮔﺮم ﺧﺎﻧﻮادﻩ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ

ﺷﺐ ﻧﺸﯿﻨﯽ در ﺗﮕﺮگ ﺳﺨﺖ ﺳﺮﻣﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺧﻨﺪﻩ در ﻣﻬﺘﺎب و ﻧﻮر ﻣﺎﻩ ارزاﻧﯽ ﺗﻮ

اﺷﮏ در ﺗﺎرﯾﮑﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺷﺒﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




زﯾﺮﮐﯽ در ﻋﺎﺷﻘﯽ را ﻣﻦ ﻧﺨﻮاﻫﻢ ﺧﻮاﺳﺘﻦ

ﮐﻨﺪ ذﻫﻨﯽ در ﺟﻮاب ﯾﮏ ﻣﻌﻤﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﻗﺪرت ﻣﻦ در ﺧﺮﯾﺪ "دوﺳﺘﺖ دارم " ﮐﻢ اﺳﺖ

ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎي ﺗﻠﺦ و ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺳﺨﻨﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺟﺸﻦ در وﯾﻼي ﺳﺎﺣﻞ آﻧﻘﺪر ﺟﺬاب ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﺮگ در دﻟﺘﻨﮕﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ درﯾﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:33
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به دنبال همراه اول نیستم ..!

این روزها اولِ راه ، همه همراهند...

این روزها باید دنبال همراهِ آخر گشت ،

همراه تا آخرین قدم... !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:29
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایـــــا
این بند دل آدم کجاست؟؟
ک گاهی با یک
اسم..
نگاه..
با حضور یک نفر..
و یا با یک لبخند “پاره میشود”

♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:20
+6
be to che???!!
be to che???!!

اي كساني كه مامور دفن من هستيد ومرا به گورستان ميبريد..


اي كاش ميدانستم اولين كسي كه برسر قبر من مي آيد وآخرين كسي كه مرافراموش ميكند كيست..


پارچه سياهب روي تابوتم بگذاريد تاهمه بدانند كه من بخت سياه بوده ام..


چشم هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانند چشم انتظار بوده ام..


دست هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانن دست ازنياز رفته ام..


وقطره اي اشك ازگونه هايم بريزيد تاهمه بدانند اشك حسرت ريخته ام..


برگي از دفترخاطراتم را به همه نشان دهيد تاهمه بدانن ناكام مرده ام..


برروي قبرم غالب يخي بگذاريد تابا اولين طلوع نورخورشيد اول به جاي پدرم و دوم به جاي معشوقم اشك بريزد و برسر قبرم بنويسيد:


آرزو به دل گشته دراين كلبه خاموش..


او زاده غم بود زغمهاي جهان گشته فراموش..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی برای کشتن کسی که توی دلت زنده س باید هزار بار بمیری ........
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:48
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داستان واقعی:

زن و شوهره با هم قهرند و با کنایه با هم حرف میزنند ...

زنه ناهار نمیپزه، مرده میاد خونه میگه ناهار نپختی؟؟؟
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

یه ساعت بعد:

زنه به مرده میگه: چرا قبض تلفن رو ندادی تلفن قطع شده؟
مرده: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

عصر:

مرده: چرا شلوارمو نشستی؟ با دوستام قرار دارم
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

شب زنه و مرده داشتند سریال میدیدند بچه 9 سالشون میاد سیم انتن تلوزیون رو قطع میکنه، هر دوشون سر بچه داد میزنند دیوونه شدی؟

بچهه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عـــاشــق کــہ مــی شـوی . . .
لـالـایــی خــوانـدن هــم یـــاد بـــگیـــر (!)
شــب هــای بــاقیـمـــانــده ی عــمـرت
بـــه ایـــن ســادگـــی هــا
صبـــــح نخـــواهـــنـــد شـــد .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:05
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
طریقه خرید هندونه توسط بابام :
بو کردن هندونه
پرت کردن و گرفتنش از رو هوا
وزن کردن با دست
شمردن خطهای هندونه
زدن روی هندونه و شنیدن صدای مورد نظر
نگاهِ عالمانه به اطرافیان در میوه فروشی ( که آره آقا من این کارم)
خریدن هندونه
آوردن به منزل
همه رو چنگال به دست جمع کردن
دست و سوت و جیغ و هورای حضار
پاره کردن هندونه
پذیرایی از اهل منزل با هندونه سفید و با طعم خـــــیار :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:00
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ