یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه کسیو دوس دارین رهاش نکنن ، نزارین بره ،
بگیرین بندازینش تو زیرزمین انقد با کمربند بزنینش و سیاهش کنید تا اعتراف کنه عاشقتونه !
خودم میدونم زیادی رمانتیکم ولی باور کنید اصن دسته خودم نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:43
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به زن لال هم اگه راز خودتو بسپاری فاش خواهد شد !!! :|

بِــِــتِــــــرکم اگه دروغ بگم.
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:37
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه عمر دستات به سوی آسمون بود .....

برای دعا ..... البته نه برای خودت .... که برای ما ......

دعای تو و اجابت خدا پشتوانه ی همیشه ی ما بود ........

دستان پینه بسته ات را میبوسم .......

به پاس دعای یک عمرت فقط یک خواهش از خدا دارم :

نور چشمانم "" مادرم "" را از من نگیر ........

سلامتی همه ی مادرا .........
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:27
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از گم شدن میان ادعاهای آدمهایی که تو شانس و اقبال و
میراث پدریشون گم شدن بیزارم

" پرستو پرواز "
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:02
+4
@asalam
پرستوهاي رؤيا هر شب تو را در چشم من تخم مي گذارند و سحرگاهان فوج فوج از شاخسار نگاهم به باغ دلم پر مي كشي و مرا چون سازي از نغمه هاي شيرين پر مي كني دنياي قشنگي دارم با خيال بيدارت
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:45
+11
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پدر میخواهد پسرش را امتحان کند...سکه وشراب و قران جلوی او میگذارد
میگوید اگر سکه را برداشت تاجر خوبی میشود
اگر مشروب را برداشت خلافکار میشود
و اگر قران رو برداشت با خدا میشود.
پسر سکه را میگذارد توی جیبش
شراب را میخورد
و قران را زیر بغلش میگیرد
پدر میگوید:پدرسگ شیخ میشود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:41
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوسدیدم به خواب حافظ توى صف اتوبوسگفتم : سلام حافظ گفتا علیک جانمگفتم کجا روى تو گفتا خودم ندانمگفتم بگیر فالى گفتا نمانده حالىگفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خیالىگفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری؟گفتا که مى سرایم شعر سپید بارىگفتم زدولت عشق،گفتا که کودتا شدگفتم رقیب گفتا ، او نیز کله پا شدگفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟گفتا شده ستاره در فیلم سینمایىگفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروزگفتا عمل نموده ، دیروز یا پریروزگفتم بگو ز مویش،گفتا که مِش نمودهگفتم بگو ز یارش ، گفتا ولش نمودهگفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنونگفتا شدید گشته معتاد گرد و افیونگفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایشگفتا : خرید قسطى تلوزیون به جایشگفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره؟گفتا : شدست منشى در دفتر ادارهگفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزلگفتا که دست خود را بر دار از سر دلگفتم ز ساربان گو با کاروان غم هاگفتا آژانس دارد با تور دور دنیاگفتم بگو ز محمل یا از کجاوه یا دىگفتا پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادىگفتم که قاصدک کوآن باد صبح شرقىگفتا که جاى خود را داده به [!]س برقىگفتم بیا ز هد هد جوییم راه چارهگفتابه جاى هد هد،دیش است وماهوارهگفتم سلام ما را باد صبا کجا برد ؟گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟گفتم بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگىگفتا که ادکلن شد در شیشه هاى رنگىگفتم سراغ دارى میخانه اى حسابىگفت آنچه بود از دم ، گشته چلوکبابىگفتم : بیا دوتایى لب تر کنیم پنهانگفتا نمى هراسى از چوب پاسبانانگفتم بلند بوده موى تو آن زمان هاگفتا به حبس بودم از ته زدند آن هاگفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتی؟گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتى

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:40
+4
دخترك هيچگاه هم آغوشي هايت را با عشق مقايسه نكن چون هيچ مردي در رختخواب نامهربان نيست.....!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:39
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چه اندازه خدا نزدیک است!
و به قول سهراب
: پای آن شب بوهاست
نفس گرم خدارا هر روز
پشت پرچین دعا میشنویم...
چه دقیق آمده ایم
خانه دوست همین جاست
همین نزدیکی است
...
به گمانم پشت دیوار نگاه من و توست

بخدا هیچ دلی تنها نیست
...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:35
+3
هيچگاه عشق به همدم را پاينده مپندار و از روزي كه دل مي بندي اين نيرو را نيز در خويش بيافرين كه اگر تنهايت گذاشت نشكني و اگر شكستي باز هم نا اميد نشو ، چرا كه آرام جان ديگري در راه است . (ارد بزرگ)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:32
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ