یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گریه نکن پدر ......
همین " نان حلال " که در دست داری ........ می ارزد به تمام سفره های رنگین حرامی که بعضی ها دارند ......
این روزها نان حلال در آوردن عرضه میخواهد ..... که تو داری پدرم .......
دستت را میبوسم که نان حلال بر سر سفره ی با برکتت دیدم ..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:04
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

تخت خوابم مرض قند گرفت ...


اینقدر که رویاهای شیرین با تو بودن را به خوردش دادم !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:02
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به سلامتی اون پسری که وقتی طرفش حرف از رفتن میزد ...


میرفت طرفش با بغضی که سپر هق هقش بود ...


مظلومانه در چشمهای دختره نگاه میکرد و میگفت :


آخه دیوونه من دوست دارم !!!


♦♦♦ افشین احسن ♦♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 11:59
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همگی سلااااااااااااااااااااااااااااام
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 11:55
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
شایدبعضی وقتها راه روعوضی برم ولی مهم اینه که هیچوقت با یه “عوضی” راه نمیرم ! {-26-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 11:44
+6
-1
saman
saman
در CARLO
دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟

پسر گفت : نه ، نیستی 

دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟

پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم 

دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟

پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم 

دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش میکرد 

اما پسر دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت :

تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی

من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را

و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد... 
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 11:40
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 11:39
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 11:37
+5
saman
saman
در CARLO
فرشته گفت : دوست میخواهی یا یه دنیا ؟؟
 گفتم هیچکدوم، یه دوست دارم یه دنیاست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 11:11
+3
saman
saman
در CARLO
بعضی وقت ها کسایی رو توی زندگیت میبینی و با خودت فکر میکنی که خدایا چرا من رو با این زودتر آشنا نکردی کسایی که شاید فقط یک ساعت یا یک روز یا یک سال کنارت باشن و بهترین دوست و همه کست بشن کسایی که میتونی تمام درد و دلت و بهشون بگی و اونا هم خیلی با حوصله بهشون گوش بدن من همچین کسایی و داشتم ولی خدا بینمون جدایی انداخت  حالا اونها خیلی ازم دورن و منم خیلی دلتنگشون هستم گاهی وقتا دلم میخواد برگردم به اون روزا و یه چیزهایی و عوض کنم و بیشتر قدر بودن در کنارشون و بدونم چون لحظه های با هم بودن خیلی سریع به خاطرات تبدیل میشن پس بهتر اینه که تا کناره هم هستیم قدر هم و بدونیم قبل از اینکه به خاطرات تبدیل بشن.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 10:53
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ