یافتن پست: #اون

ronak
ronak
پشه ي عزيز...
چرا نمياي نيشت رو بزني و بعدش گورت رو گم کني؟
چرا ويز ويز ميکني تو گوشم؟
چرا اين قرص آبي رنگ، هيچ تاثيري روي تو نداره؟
اينارو نوشتم و گذاشتم کنار تختم...
فرداش ديدم با يه خط ريز قرمز زيرش نوشته:
مرتيکه ابله، اون دستگاه رو بايد بزني تو برق...
اينقدرم شبا تو تختت سيگار نکش، خفه ام کردي...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:39
+4
حمید
حمید
سلام به اون اهل دلي كه بي ريا و باصفاست.. قلب پر محبتش هميشه با ياد خداست.. دور باشه از وجودتون هر چي غم و هر چي بلاست.. گفتم سلامي عرض كنم نگي فلاني بي وفاست.{-22-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:36
+4
darya
darya
زن پاشو محکمتر روی گاز فشار داد ، باید خودشو سریع میرسوند...... نه!!! صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی.... ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند. چطوری باید جریان تصادف و به شوهرش توضیح میداد.... خدایا!!! باید مدارکش رو حاضر میکرد. در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید، تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد. روی اون با خطی کلفت و شتاب زده نوشته شده بود: عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو! زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد. وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:09
+6
ronak
ronak
دخـــتـر:قول میــدی کـــه هیچ وقت دخــتری رو بیشــــتر از مــن دوستـــ نداشــته باشـی ؟
پســـر :مــن دوسـتت دارمــ امـا نمـی تونم همچین قولـــی بدم ...
دخــــتر (درحـــال گریــه) :یعــنی یکــی رو بعــد از مـــن دوست خواهــی داشت؟؟
پســــر (بـــا خنــــده) :دخـــتری کـــه من بعــد از تو دوستـــ خواهمـــ داشتـــ ، تـــــو رو مـــامـــان صـــدا می زنــه ...
سلامتی همه اونایی که عاشقن!!.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 16:55
+6
امیرحسین
امیرحسین
 وای که اون لحظه چقدر تو اعصابه :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 16:14
+4
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
سلام. من tarane هستم، از اعضای جدید ... :)
14 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:57
+4
ronak
ronak
مادر : داری چیکار میکنی پسرم ؟

پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم

مادر : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی

پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست بخونه ،
.
اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی ؟{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:55
+3
ronak
ronak
چه هنری داشته اونی که اینجوری تصادف کرده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:43
+6
parham
parham
جونم نظرتون چیه؟!
13 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:24
+7
شاهین
شاهین
بچه ها این اپل چه کارها که نمیکنه سری جدید اپل هم اومد من اون شیشه ایه رو خیلی طلبه شدم
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:20
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ