یافتن پست: #باران

nazli
nazli
 چه سنگین گذشت عصر بارانی ام

گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را

گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود

تا حرفهایم

در بستری از بغض بخوابند
دیدگاه  •   •   •  1392/08/29 - 22:43
+14
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
از آن روزی که قلبم گشته زندانی چشمانت
مرا تر می کند هر روز بارانی چشمانت
تو با دریا چه کردی که این چنین یک ریز می رقصد
که دریا هم شده این بار طوفانی چشمانت
دیدگاه  •   •   •  1392/08/29 - 19:43
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

باران رحمت خدا همیشه می بارد ، تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم


دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 22:08
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
در جایی که مردم برای خواندن نماز باران جمع شده بودند ، فقط یک پسر هفت ساله با خود چتر آورده بود !
ایمان یعنی همین
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 22:06
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
باراني ات را بپوش و در آغوشم بگير،،
امشب...
ابر ابر گريه دارم ،،
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 18:17
+5
hosein
hosein
میگویی دوس دارم زیر باران قدم بزنم...
اما وقتی باران میبارد چتر بدست میگیری...
میگویی آفتاب را دوست دارم...
اما زیر نور آفتاب به دنبال سایه میگردی...

حالا دریاب وحشت مرا وقتی میگویی دوستت دارم.....
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 22:29
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

چه غمگینانه است وقتی در باران به تو چتر تعارف می کنند !
پرده را کنار میزنم ، باران خودش را می زند به شیشه
من خودم را به آن راه ! تمام چیزی که باید از زندگی آموخت …


دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 21:43
+4
محمد
محمد
در این دنیای دَرَندَشت
هر چیزی به نحوی بالاخره زندگی
می کند.
باران که بیاید
بید هم دشمنی های خود را با اَرّه
فراموش خواهد کرد.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:50
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:


من تنها نیستم , تنها منتظرم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:31
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

همچنان باران



همچنان آرامش چشمان معصومت



همچنان احساس «یک جور عجیبی دوستت دارم»



..



من پر از فریاد خاموشم



رعد و برقی در گلویم خواب می‌بیند



آستینم بندری از ابرهای نابسامان است.



..



لااقل پیغامی از دریا



لااقل احساسی از جنگل



لااقل گاهی برایم بوسه‌ای بنویس.



..



با چه تعبیری مرا مأنوس خواهی شد



با چه تفسیری ترا همسایه باید بود



واژگانم را چه احساسی بیاموزم؟



..



ماه، اهلی کرده مردم را



شهر، از هر چارسو امن است



خواب در پلک من احساس غریبی می‌کند امشب


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:26
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ